خانواده برتر

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «پدر» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : چه طور با پدر الکلی کنار بیایم و برای همدردی با کسی که پدرش فوت شده چی بگیم؟ و پدرم مخالف ازدواج منه، میگه نمی تونم دخترم رو با کسی ببینم و عاشق کسی هستم که پدرش با ازدواج ما مخالفت میکنه و پدرم ما رو حبس کرده و نداشتن پدر و ترس از ازدواج و ناراحتم که چرا پدرم ما رو به اندازه ی کافی بیرون نمی بره و کلیپ - آیا عملکرد پدر و مادر بیشتر از کلام آن ها در تربیت فرزند نقش دارد؟ و با مخالفت های غیر منطقی پدر و مادر چه کنیم؟! و دختری ۱۷ ساله هستم که بعد از فوت پدرم از خونه مون و خانواده فراریم و مخالفت ا

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت خانواده برتر دسترسی پیدا کنید

چه طور با پدر الکلی کنار بیایم

سلام به همگی من یه دختر ۲۷ ساله هستم و یه خواهر ۳سال بزرگتر از خودم دارم، ما هر دو نفرمون شاغل هستیم،(مادرمون هم همین طور)، ما تو دوران مدرسه هم همیشه بچه های درس خون و خیلی خوبی بودیم مثلا تو فعالیت های مدرسه رتبه های منطقه ای داشتیم و خلاصه همیشه باعث افتخار بودیم. و اینم اضافه کنم با اینکه اصلاً خانواده ی مذهبی ای نبودیم هیچ وقت ولی من و خواهرم آدم های معتقد و سالمی بار اومدیم به لطف خدا:) مسئله ای که همیشه بوده و هست همچنان، الکلی بودن پدرمه..تا اون جایی که یادم میاد تو دوران بچگیم شدتش به اندازه ی الآن نبود و به مرور زمان بدتر شد..اختلاف همیشگی پدر و مادرم هم همین طور.. خلاصه الآن وضعیت برای ما خیلی سخت شده و واقعاً باعث اضطراب و استرس ما هست..در حدی که هر شب استرس این رو دارم که نکنه امشب بیاد و بخواد الکی دعوا راه بندازه و...در واقع ما امنیت روانی و جدیدا جانی نداریم، طلاق هم نمیدن ...

ادامه مطلب

برای همدردی با کسی که پدرش فوت شده چی بگیم؟

سلام بهترین فرد یه نفری که برای شما مهمه ... مثلا پدر دوست صمیمی تون ... فوت شده و اون شخص افسردگی بدی گرفته. شما به عنوان همدردی بهش چه حرف منطقی و خوبی می زنید که احساس ناراحتی اون نفر کمی کم بشه؟ ...

ادامه مطلب

پدرم مخالف ازدواج منه، میگه نمی تونم دخترم رو با کسی ببینم

سلام دختری هستم ۲۲ ساله و دانشجو. راستش پدرم کلا با ازدواج مخالفه، یه خواهر دیگه هم دارم که از من کوچک تره ، نه اینکه بگیم با آدم خاصی، نه کلا مخالفه. سال پیش یه خواستگار داشتم که جراح قلب بود و خانوادگی و اخلاقی هم عالی، یعنی یه خواستگار نبود بیشتر ،عاشقم بود، این قدر رفت و اومد آخر پدرم کاری کرد که کلا بره و نیاد با بی احترامی. ادامه مطلب...

ادامه مطلب

عاشق کسی هستم که پدرش با ازدواج ما مخالفت میکنه

اول از خودم و خانواده ها بگم ما ... زندگی میکنیم و اونا ... ، من از دانشگاه سراسری مدرک مهندسی دارم و اون دیپلمه است. از لحاظ وضع مالی تقریبا ما بهتر هستیم. ماشین دارم، خونه ندارم، اما 200 میلیون سرمایه از خود دارم. کارم یا آزاد یا این شرکت و اون شرکت به صورت پیمانکاری بوده، اما اگه خدا بخواد در چند ماه آینده در یک نهاد دولتی مشغول میشم. مشکل من اینه که واقعا عاشق این دختر خانم هستم، اما باباش قبولش نیست. دلیل مخالفتش هم اینکه علاوه بر من پسر عموی دختره هم خواستگارشه، و باباش میگه حتما باید با پسر برادرم ازدواج کنی که خود دختره مخالفه. من از همه لحاظ، موقعیت شغلی و تحصیلی و ظاهر بالاتر از پسر عموشون هستم. اما از همه مهمتر عشق من به ایشون هست روزی نیست یاد ایشون نیافتم و عکس شون نگاه نکنم و زیر لب نگم دردت به جونم نفسم، فدات شم. خلاصه دیونه وار دوستش دارم. راستش من با ایشون دوست یا هم کلا...

ادامه مطلب

پدرم ما رو حبس کرده

من و داداش و مادرم واقعاً خسته شدیم. حتی داداش ده ساله م هم صداش در اومده. واقعاً بریدیم. پدرم با همه انسان های روی کره زمین قطع رابطه کرده. ما داریم از تنهایی افسرده و مریض می شیم. تمام اقوام هم در شهر دیگری هستند. مادرم رانندگی بلد نیست و پدرم هم نمی ذاره ما خیلی بریم شهر دیگه پیش مادر بزرگ و فامیل ها بمونیم. تمام زندگی ما مثل دوران قرطینه کروناست. من دختر بیست و ... ساله هستم و تمام روزهای دوره کودکی در فکر و خیالم با خانواده مورد علاقه و دوستان و خانواده خیالی بودم ولی وقتی بزرگ تر که شدم از خیال پردازی بیهوده خسته شدم و پدرم هم همواره با خانواده خودش و مادرم و من و مادرم در حال جنگ بود و منو در نوجوانی که حساس ترین دوره زندگی هر آدمیه برد پیش خواهرش که اختلال روانی داره. ادامه مطلب...

ادامه مطلب

نداشتن پدر و ترس از ازدواج

با سلام قصد هیچ گونه جسارتی به هیچ یک از آقایون محترم رو ندارم، مواردی که میگم همه افکار، ترس ها و توهمات ذهن بنده است.دختری بیست و چند ساله هستم که در ۲۰ سالگیم پدرم به رحمت خدا رفتن. خیلی عاطفی و ساده (بی آلایش-بی سیاست) هستم، وابستگی داشتم به پدرم حامیِ خیلی قوی ای بود و از وجودش هویت و اعتبار می گرفتم. اما بعد از فوت شون، مادرم نتونستن جای این حامی و تکیه گاه رو پر کنن و ناگهان پشتم خالی شد. و شدیداً افسرده، استرسی، بی خودباوری و بی عزت نفس شدم. الآن ترس از ازدواج دارم. ادامه مطلب...

ادامه مطلب

ناراحتم که چرا پدرم ما رو به اندازه ی کافی بیرون نمی بره

سلام دخترم زیر ۱۸ سال سن دارم، یک موضوعی که خیلی باعث می شه ناراحت بشم و دلم بگیره اینه که کلاً پدرم اکثر اوقات دوست نداره ما از خونه بریم بیرون مثلاً عموهام و با عمه م میرن تفریح و کوه ولی بابام ما رو نمی بره ...، مهمونی خونه عمه م و ... خیلی کم می ریم. عموهام و ... میرن تفریح و مهمونی ولی من تو خونه م...من حسودی اون ها رو نمی کنم از این ناراحتم که چرا من نرم؟ چرا باید خونه باشم. حتی شده گاهی ۱۳ بدر ما نرفتیم بیرون! من نهایت جایی که زیاد برم خونه ۲ تا از عموهام هست که خونه هامون نزدیکه یعنی مهمونیِ من و جایی که میرم همینه. خودش اکثراً سرش تو گوشیه و اصلاً براش مهم نیست که بیرون نمیره خیلی هم دوست داره که تو خونه باشه و مهمونی و تفریح نره! گاهی میگه مثلاً برید کوه چکار کنید؟ خب همین جا راحت غذا تون رو بخورید، از این رفتارها خیلی دلم گرفته... ادامه مطلب...

ادامه مطلب

کلیپ - آیا عملکرد پدر و مادر بیشتر از کلام آن ها در تربیت فرزند نقش دارد؟

تربیت و مربیگری خاصیت پدر و مادر است، هیچ وقت گناه و کارهای زشت دیگران را تائید نکنیم ... ادامه مطلب...

ادامه مطلب

با مخالفت های غیر منطقی پدر و مادر چه کنیم؟!

سلام بعضی بچه ها میگن که پدر و مادر سن شون زیاده و ما رو درک نمی کنند. خدا شما رو از طریق پدر و مادر امتحان می کنه، اگه پدر و مادر بد اخلاق نباشن باید از یه جای دیگه یه بد اخلاق پیدا کنه و شما رو امتحان کنه. ادامه مطلب...

ادامه مطلب

دختری ۱۷ ساله هستم که بعد از فوت پدرم از خونه مون و خانواده فراریم

سلام خدمت دوستان دختری ۱۷ ساله هستم من سال گذشته پدرم رو از دست دادم. پدربزرگ و برادر بزرگ و دایی و عمو و خلاصه هیچ کسی ندارم! واقعاً هیچ کدوم شون و ندارم ؛ قبل تصادف پدرم مامانم خوب بود ولی از وقتی فوت شده من و اذیت می کنه با اینکه بچه واقعیشم و با مادرم رابطه م بده همیشه می خواد من و از خونه بیرون کنه (خونه قبل فوت بابام به اسم مامانم بوده) یه بارم واقعاً برای رفتن آماده شدم که دیگه تموم شد چند بار کارمون به دعوای فیزیکی رسیده که هنوز جای چنگای مامانم رو بدنم هست همه ش دعواست. من اصلاً براش مهم نیستم فقط داداشم و می کوبه تو سرم اصلاً برام چیزی نمی خره روز دختر و این چیزها نمی دونم چی هست دیگه همه ش در حال نفرین و داد زدنه من از دعوا و صدای بلند بدم میاد و می ترسم دیگه ازش خوشم نمیاد ادامه مطلب...

ادامه مطلب

مخالفت الکی و بهونه های بی مورد پدرم با خواستگارم

سلام وقت تون بخیر، من یک خواستگار دارم که سال چهار پزشکی هستند و موقعیت خانوادگی خوبی دارند. پدرم مخالفه به خاطر اینکه از یک قوم دیگه هستند، و پدرم فهمید که ما با هم ارتباط داریم و کلاً دیگه مخالفت کرد و گفت اگر متوجه بشم باز هم ارتباط دارید یا بیاد خواستگاری یه بلایی سرش میارم. منم گفتم به ایشون که تموم کنیم و اول قبول نکردند و گفتند باز هم میام ولی آخر دیدن که من خیلی استرس دارم که گفتند باش ولی می دونم که باز هم میان، بهونه های الکی میاره پدرم و کلاً میگن من به مرده تو راضی ترم تا زن اون آدم بشی مثلاً میگن بوره این طوره. ادامه مطلب...

ادامه مطلب

مریضی پدر و مادرم زندگی ام را سخت کرده

ببخشید من حالم بده اصلاً حوصله مقدمه نوشتن رو ندارم و مستقیم میگم داشتم صبح ها مدرسه می رفتم و عصرها می رفتم سر کار که پول جمع کنم موبایل بخرم مادرم یک بیماری ارتوپدی سخت شانه گرفت و رفت بیمارستان و منم تقریباً از اون موقع با اینکه پول هایی که جمع کرده بودم زیاد شده بود دیگه نرفتم سر کار می رفتم بیمارستان پیش مادرم. چون دیدیم هزینه بیمارستان زیاد میشه با میل شخصی از بیمارستان مرخص کردیم. اومد خونه منم بعد مدرسه مستقیم میام خونه آنقدر بعد مریضه که خودش نمی تونه غدا بخوره یا لباس بپوشه حدود یکی دو هفته هست که از درد نتونست بخوابه کارهای خونه رو من می کنم و اینکه اگر هم وقت بشه درس می خونم نمرات درسم تقریباً حدود ۱۰ هست دلم می خواد ترک تحصیل کنم امّا بابام گفته باید دیپلمت رو بگیری اگر من یه روز خونه نباشم مادرم گرسنه می مونه قندش می افته و اینکه هم یه بیماری سرطان داره. دکتر گفته اگر تا یه...

ادامه مطلب

دخترم، به خاطر رفتار اشتباه پدر و مادرم ازدواجم به مشکل خورده

با سلام من دختری 24 هستم ... بدرم چون فرد بی مسئولیت و بی مدیریتی بود هیچ وقت به فکر خانواده و بچه هاش نبود و نیست... در همین میگم که ما برای ایشون ذره ای اهمیت نداشتیم و حقوقی که داشتن رو صرف خانه و رفاه و تحصیل و خوراک (در حد بخور و نمیر) نمی کردن...

ادامه مطلب

ازدواج کردم اما پدرم خرج زندگی منو میده

سلام من یه پسر 26 ساله هستم . شغلم آزاده ولی خب درآمدی ندارم و یا خیلی کمه . خانواده من توی یه شهر دیگه هستن و خودم به همراه همسرم و خانوادش توی یه شهر دیگه با صدها کیلومتر فاصله . یکی دو ساله ازدواج ...

ادامه مطلب

با وجود 33 سال سن، پدر و مادرم فکر میکنند من هنوز بچه ام

سلام چرا با وجود و 33 سال سن پدر و مادرم و فکر میکنند و من هنوز و بچه ام! نه حق مالی دارم نه حق اشتغال نه تحصیل و ... برنامه ی زندگی من اینه: 1. از خواب بیدار بشم 2. وب گردی و خواندن کتاب 3. ناهار 4.وب گردی ...

ادامه مطلب

پدر بزرگم می خواد ازدواج کنه، ولی عمه هام مخالف هستند

سلام دوستای خوبم یه سوال خیلی بامزه ای دارم که میدونم میایین و کلی میخندین ولی خواهش میکنم راهنماییم کنین و از تجربیات تان بهم بگین. راستش من مادربزرگم (مادر پدرم) یه چند ساله هست به رحمت خدا رفته ولی پدربزرگم در قید حیات هستن . همه بچه هاشون سر و سامون گرفتن و پدر بزرگم با عروسش و دو دختر عموهام توی ساختمون زندگی میکنن (عموی عزیزم هم فوت شدن به تازگی) پدر...

ادامه مطلب

چه دلیلی داره که پدرم هیچ چیزی رو به نام من نمیزنه؟

سلام پسری هستم حدودا سی ساله که بیکارم و خیلی وقته دنبال کارم ولی کار درست حسابی پیدا نکردم، مجرد هستم و به خاطر نداشتن درآمد نمیتونم در این زمینه اقدام کنم. پدری دارم حدودا شصت ساله که میتونه از نظر مالی کمک من کنه اوضاع مالیش برای زندگی خودش خوبه ولی توان مالی آنچنانی نداره ولی سرمایه در حدی که بتونه برای من کاری انجام بده رو داره . مثلا میتونه یه ماشین ار...

ادامه مطلب

پدر و مادرم مخالف روزه گرفتنم هستن!

سلام ... من خودم تمایل دارم روزه بگیرم و قدرت و توانشم دارم ولی خانواده جلوم رو میگیرن، حالا با بهانه هایی مثل درس و امتحانات و ... که در واقع هیچ فرقی به حالم نداره و برای خودم روزه گرفتن هیچ فرقی با نگرفتنش نداره یعنی نه احساس گرسنگی نه تشنگی ... بارها اصرار کردم برا سحری بیدار شدید منم بیدار کنین ولی متاسفانه بیدارم نمیکنن! یکی دو بارم خودم آلارم گذاشتم و...

ادامه مطلب

پدرم کلا هیچ ارزشی برا ما قائل نیست

سلام با اخلاق بابام چیکار کنم ؟ واقعا خسته شدم. 18 سالمه ولی هنوز بلد نیست مثل مرد با آدم حرف بزنه ، اخلاقش خارج از این حالات نیست . 1. دارم باهاش حرف میزنم ولی اهمیت نمیده یا شروع به حرف زدن میکنه 2. کنکوری ام وقتی از پای درس هام بلد میشم که یه کم با خانواده باشم، یه کم که نشستم شروع به نصیحت میکنه و هی میگه درست رو بخون که فلان شی و ... 3. هر وقت داریم تو...

ادامه مطلب

پدرم به محض ورود به فضای مجازی میشه یه آدم دیگه

سلاممن ۲۱ سالمه و مجردم. مشکلم رفتار پدرمه. پدرم ۵۰ سالشه و آدم مذهبی اهل نماز روزه و ... .خیلی هم خوشنامه و همه روش حساب میکنن. هیچ وقت با مادرم مشکلی نداشتن و همه چیز آروم بوده توی خونه ما. خیلی هم همدیگه رو دوست دارن. اما مشکل اینجاست که پدرم به محض ورود به فضای مجازی میشه یه آدم دیگه. از لایک کردن فیلم ها و عکس های ناجور توی اینستا تا چت کردن و دایرکت رف...

ادامه مطلب

دوست دارید برای پدر و مادرتون چیکار کنید ؟

سلام علیکم بر دوستان وبلاگی و بیرون وبلاگ راحت بگم میخوام ازتون بپرسم برای پدر و مادرتون چیکار کردین تا حالا و دوست دارید چه کاری براشون بکنید ؟و به نظرتون برای پدر و مادرتون و پدر و مادرها باید چه کاری کرد که شخص خودتون دوست دارید . تاکید و توجه : دوستش دارن و میخوان که براشون انجام بدید نه *** دوستش دارید و میخواید براشون انجام بدید منظورمه *** کاری به نی...

ادامه مطلب

پدری دارم که روزانه ۱۵ ساعت خوابه تو خونه

سلام دیگه حالم از پدرم بهم میخوره ، دیگه هیچ دلیلی ندارم که ازش بدم نیاد ، نه دخترم نه سنم پایینه که بگین احساساتی شدم و دارم حرف میزنم . میخوای بدونی چی شده که یه پسر بالای ۲۲ ،۲۳ سال داره این حرفارو میزنه؟ حالم بهم میخوره از پدری که روزانه ۱۵ ساعت خوابه تو خونه ، پدری که افتاده جلو تلویزیون و بلند نمیشه بره کار کنه در حالی که سه تا بچه جوون داره و یه دختر دم بخت ، این ادم معتاده ، بیش از ۱۵ ساله که معتاده اما کاش فقط همین دردم بود ، سیگارش و موادش و بی درک بودنش و بیخیال بودنش به کنار . یه بار نتونست منو یا خواهرمو نصیحت کنه . هیچ وقت تکیه گاه نبوده ، اینقدر اعصابم داغونه از دستش که دائما تو خیابون یا اطرافم دارم پدرای بقیه رو مقایسه میکنم تو ذهنم ، گاهی آرزو میکنم کاش فلانی پدر من بود ، اینا به کنار کاش حداقل نگرانی مادی نداشتیم ، کاش حقوقش بالا بود ، میگفتیم به درک ، حداقل پول داریم . ...

ادامه مطلب

پدرم نگذاشت تو مسیری که علاقه دارم زندگیم رو پیش ببرم

سلام پسری هستم 23 ساله ، مدرک کاردانی دارم و سربازی هم رفتم ( دو بار سرباز نمونه شدم ) تو خانواده ای زندگی میکنم که از لحاظ مالی هیچگونه مشکلی نداریم پدرم شغلی داره که درآمد خیلی بالایی داره ولی به همراهش اعصاب خوردی های زیادی هم داره ، بخاطر پیگیری مطالبات و هماهنگی ها به همین خاطر همیشه اعصابش خورده و هر زمان وارد خونه میشه موجی از استرس رو هم به همراه خودش میاره و توی خونه مدام به همه چیز گیر میده و غر میزنه تا حدی که وقتی هم مهمونی میاد خونه مون دست از کارش بر نمیداره و اعصاب اونا رو هم خورد میکنه . به همین خاطر الان چند سالیه که هیچکس سمت خونه ما نمیاد و با کسی رفت و آمدی هم نداریم الان چند ماهیه که من شدم دستیارش و یکسری از کاراشو براش انجام میدم ولی هر چقدر هم که کارمو دقیق انجام بدم فایده نداره و همراه با تشکر کردن همش از کارم ایراد میگیره طوری که واقعا هر کسی منو میبینه میفهمه چ...

ادامه مطلب

به خاطر خواست پدرم ، خواستگار دلخواهم رو رد کردم ولی ...

سلام من و یه آقایی یه زمانی با هم آشنا شدیم . ایشون منو از پدرم خواستگاری کرد اما پدرم حتی مهلت نداد ما با هم زیر نظر خانواده آشنا بشیم . من خیلی عاشقش بودم و به خاطر احترامی که واسه پدرم قائل بودم ردش کردم . الآن چند سال میگذره و من از همه پسرا متنفرم ، چون هنوز کسی نتونسته جای اون طرف رو برای من بگیره . میخوام به خاطر همین مجرد بمونم چون خسته شدم و عاشق کسی نمیتونم بشم و میخوام برای ادامه تحصیل برم یه شهر دیگه و پدرمم مخالفه تا بتونم یه جورایی انتقام گرفته باشم و متوجه بشن دخترش داره سنش بالا میره و به عشقشم نرسیده و قراره احتمالا تا ابد تنها بمونه و مجرد باشه . یادش بمونه من رو دلم پا گذاشتم و شدم یه دختر افسرده ی تنها که دیگه نمیتونه کسی رو تو قلبش راه بده ....

ادامه مطلب

خساست پدرم ، باعث شده خواستگارها پشت سرشونم نگاه نکنن

سلام من پدرم آدم خیلی خیلی خسیسیه. خونه مون توی بهترین نقطه شهر هست و همسایه های خیلی پولداری داریم اما ما، سقف خونه مون همه جاش ریخته به خاطر اینکه پول نمیداد برای ایزوگام ،خونه مون درها رنگ نداره وسایل خونه مون هم که هیچی باید بگم توی یه خونه نیمه ...

ادامه مطلب

نظر دختران در مورد پسرانی که از پدرشون پول میگیرن چیه ؟

سلام درصدی از دختر ها میگن از پسرایی که از پدرشون پول میگیرن بدمون میاد . بنظرم اینگونه دخترها دو حالت دارن: یا واقع بین نیستن یا هیچوقت تو زندگی طعم بی پولی رو نچشیدن. واقع بین نیستن چون از یه طرف میگن دستش تو جیب باباش نباشه از اون طرف توقع خونه...

ادامه مطلب

از پدرم که خرجی نمیده شکایت کردیم

سلام قبلا پستی گذاشته بودم که به دیر اومدن های پدرم مشکوک شدیم که سرچ کردم پیدا نشد . که تو اون راهنمایی شدم به اینکه یه جوری تعقیبش کنیم به هر نحوی بود یه آشنا واسطه شد و تعقیب کردیم دیدیم بله درسته حدسمون . درگیری ها پیش اومد دعوا و انکار کردنش و ...

ادامه مطلب

همسر دوم شوم یا با مردی که از پدرم هم بزرگتر هست ازدواج کنم ؟

با عرض سلام و تشکر از وبلاگ خوبتون من خانومی هستم 30 ساله ده سال پیش ازدواج کردم و دو سال بعد ازدواجم باردار شدم متاسفانه از دوران بارداری مبتلا به واریس پا و دیابت شدم و در هشت ماهگی زایمان کردم و نوزادم زنده نموند و بعد از پنج سال زندگی مشترک منو و همسرم توافقی از هم جدا شدیم و در این سالها واریس من خیلی پیشرفت کرده و قسمت های زیادی از پاهایم را درگیر کرده . بعد از طلاقم خواستگارانی داشتم ولی ب...

ادامه مطلب

دختری هستم که پدرم منو شیطان بزرگ میدونه

سلام من دختری 23 ساله هستم. نمیدونم از کجای زندگیم بگم و از کجاش شروع کنم. ما دو تا بچه ایم. از وقتی یادم میاد همش دعوا داشتیم یعنی در واقع بابام باهامون دعوا میکرد ، مامانم که خیلی گله اصلا آزارش به کسی نمیرسه ولی آزار همه بهش رسیده. شوهر مامانم که در واقع بابای من بشه فقط به اسمی هر بدی فکرشو بکنین در حق ما کرده. تا یادم میاد همیشه دعوا میکرد نمیخوام برم کار کنم و من با این حقوقا دوست ندارم کار...

ادامه مطلب

چه زمانی به بچه مون بگیم پدر و مادر واقعیش نیستیم ؟

سلام دوستان عزیز سوالی داشتم از محضرتون ممنون میشم راهنمایی کنید بهترین زمان ممکن ( رنج سنی ) برای اینکه به بچه مون بگیم پدر مادر واقعیش نیستیم چه زمانیه؟ آیا بین دختر و پسر فرقی داره؟ خودمون بگیم بهتره یا یکی از نزدیکان رو مامور انجام این مهم بکنیم ؟ با چه عبارت و ادبیاتی این کارو انجام بدیم ؟...

ادامه مطلب