سلام وقت تون بخیر، من یک خواستگار دارم که سال چهار پزشکی هستند و موقعیت خانوادگی خوبی دارند.
1 مخالفه به خاطر اینکه از یک قوم دیگه هستند، و پدرم فهمید که ما با هم ارتباط داریم و کلاً دیگه 1 کرد و گفت اگر متوجه بشم باز هم ارتباط دارید یا بیاد خواستگاری یه بلایی سرش میارم.
منم گفتم به ایشون که تموم کنیم و اول قبول نکردند و گفتند باز هم میام ولی آخر دیدن که من خیلی استرس دارم که گفتند باش ولی می دونم که باز هم میان، 1 1 1 میاره پدرم و کلاً میگن من به مرده تو راضی ترم تا زن اون آدم بشی مثلاً میگن بوره این طوره.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی