خرید بک لینک

سلام خدمت دوستان 1 ۱۷ 1 1

من سال گذشته 1 رو از دست دادم.

پدربزرگ و برادر بزرگ و دایی و عمو و خلاصه هیچ کسی ندارم! واقعاً هیچ کدوم شون و ندارم ؛ قبل تصادف پدرم مامانم خوب بود ولی از وقتی 1 شده من و اذیت می کنه با اینکه بچه واقعیشم

و با مادرم رابطه م بده همیشه می خواد من و از 1 بیرون کنه (خونه قبل فوت بابام به اسم مامانم بوده) یه بارم واقعاً برای رفتن آماده شدم که دیگه تموم شد چند بار کار1 به دعوای فیزیکی رسیده که هنوز جای چنگای مامانم رو بدنم هست همه ش دعواست.

من اصلاً براش مهم نیستم فقط داداشم و می کوبه تو سرم اصلاً برام چیزی نمی خره روز دختر و این چیزها نمی دونم چی هست دیگه

همه ش در حال نفرین و داد زدنه من از دعوا و صدای بلند بدم میاد و میترسم دیگه ازش خوشم نمیاد

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: شنبه 26 آذر 1401 ساعت: 15:16

صفحه بندی

خبرنامه