خرید بک لینک

سلام

میشه کمکم کنید؟

من چند روز پیش حسم رو به پسری از فامیلامون که نزدیک چهار ساله دوسش دارم گفتم. اولا که بهش دایرکت میدادم از اینستا که اصلا نمیشناختم. ولی خب خیلی اصرار داشت بفهمه کی هستم .

بعد دو هفته که با هم حرف زدیم بهش گفتم که من فقط یه مزاحمم تو همیشه با مزاحما اینطور صحبت میکنی؟

گفت که نه مزاحم نیستی من باید بشناسمت. چند بارم خواستم من بلاکش کنم یا ازش خواستم که اون اینکارو بکنه ولی قبول نکرد. بالاخره مجبور شدم بهش بگم که کی هستم.

تا فهمید کیم... خیلی تعجب کرد و گفت من اصلا کلا هنگ کردم ، من فکر میکردم ازم متنفری و اینا... ولی هیچ حرفی از حسش نسبت به من تا حالا نزده.

با توجه به اینکه نسبت نزدیکی باهاش دارم ، بلافاصله بعد معرفی خودم پشیمون شدم و عذاب وجدان دارم، ولی ازش قول گرفتم که به کسی نگه. از روزی که بهش گفتم کیم کلا دل و روده ام از استرس و نگرانی بهم میپیچه.

همش هم دارم خودمو سرزنش میکنم و کلی فحش کشدار به خودم میدونم. خیلی پشیمونم که گفتم خیلیییییی. و نگران اینم که اگه بهم بگه من هیچ حسی بهت ندارم من چیکار باید بکنم؟ چطوری دوباره باید اصلا بهش نگاه کنم؟

اصلا اگه ازم متنفر بشه؟ اگه فکر راجبم فکرای بد بکنه؟ تصمیم گرفتم که دیگه بهش پیام ندادم. اون پسر ،برادر شوهر خواهرمه.

میشه بهم بگین من الان دقیقا باید چیکار کنم؟

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: دوشنبه 25 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:52

صفحه بندی

خبرنامه