پسری هستم که داشتم به خوبی زندگیم رو می کردم ؛ ورزشکار، اهل هنر، خوش لباس، وضع مالی نسبتاً خوب ، در محیط کار بسیار موفق به گونه ای که چند سال جزء پرسنل های برتر شرکت انتخاب شدم، کوه انگیزه بودم و در سلامتی کامل جسمی و 1. ولی الآن چند ماهه که لااقل از نظر روحی 1 به هم 1 ست. 1 هم 1 1 جز عشق!
موضوع اینه که من در محیط کار از یک دختری خوش می اومد ولی چون حدس می زدم که جوابش منفیه هیچ ابراز علاقه ای بهش نکردم و قصد چنین کاری رو هم نداشتم ولی یه مدّت متوجه شدم که ایشون هم به من توجه می کنه و بسیار با من صمیمی شده دائما از من تعریف می کنه و نظر من رو راجع به موضوعات مختلف می خواد و خاطرات روزمره ش رو برام تعریف می کنه و با من شوخی می کنه.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی