سلام
چیزهایی که می خوام بنویسم بیشتر درد دلِ
من پسری هستم در آستانه ی 28 سالگی، همیشه دوست داشتم زود ازدواج کنم، ولی به خاطر شرایط سخت اقتصادی مقدور نبود ولی دیگه این شرایط رو تا بعد 25، سالگی نمی تونستم تصور کنم که بعدشم مجرد باشم.
تو سن 19 سالگی با فردی آشنا شدم که خیلی هم دیگه رو دوست داشتیم و کاملا از 1 ی مذهبی بودن ولی حاضر بودن تا شرایط من مهیا بشه صبر کنن.
منم برای اینکه زیاد منتظرشون نذارم درسم رو ول کردم و رفتم سربازی و برگردم و شروع کنم به کار کردن، ولی از همون اول با مخالفت شدید خانواده م رو به رو بودم که خیلی از لحاظ روحی بهم آسیب می زد تا جایی که ادامه ی رابطه مون رو تو همون سربازی صلاح ندونستیم.
و من موندم و شرایط سخت سربازی که 1 شد کمی دچار افسردگی بشم ...
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی