مایلم یه صحفه باز کنیم و 1ها از 1ی که این همه سال آموختن صحبت کنیم.
شرایط ما جوانان ها طوری شده که عدهای از ما به سختی می تونیم ازدواج کنیم بلاخره این شرایط بد اقتصادی یه سری پرتی هم داره همیشه می گم ممکن منم جزء این پرتی باشم و دیگرانی هم شرایط منو داشته باشند.
خسته م از اینکه تا بحث افزایش سن و ازدواج نکردن شده همگی ما نالیدیم، خسته م از مسیری که گذر کردم تا بلکه اتفاقی رخ بده، تا کی امید و وعده قراره به خودمون بدیم؟
دلم می خواد از این مرحله گذر کنم و به اوج بی نیازی برسم، بحث کم کاری و توکل و تلاش بیشتر هم نکنیم چون خیلی هامون رفتیم و به هر دری زدیم و نشده خواه ناخواه بخشی از جامعه مجبوره تجرد رو انتخاب کنه.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی