دوستان عزیز
من دختر ۳۲ سالهای هستم، خواستگاری دارم ۴۳ ساله، در یک مراسم خانوادگی همدیگر رو دیدم و از طریق یکی از اقوام دور بهم معرفی شدیم.
با هم نسبت خانوادگی نداریم. این نکته اضافه کنم از لحاظ ظاهری اصلاً بهشون نمیخورد ۴۳ ساله ش باشه حدوداً چهار پنچ سال جوانتر میخورد. تا حالا چیز بدی ازش ندیدم پسر درونگرا و آرومیه، سرش تو کار خودش، برعکس من که برونگرا هستم و میخوام حرف بزنم.
ایشون دوست داره بیشتر گوش کنه، ازش سؤال کردم، ایشون گفت من دوست دارم شما حرف بزنی و من لذت می برم، ولی چیزی که منو اذیت میکنه اینه درست ایشون درونگراست درکش میکنم امّا حس میکنم پسر مرموزیه، انگار دوست نداره از 1 اش بگه، تو عکسهای که مربوط به پنج شش سال پیش دیدم دست ایشون یه حلقه است، از خودش پرسیدم گفت چیزی نبوده و انگار خیلی آشفته شدند و نا1، من هم ادامه ندادم.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی