با سلام خدمت همه دوستان. از همین اول ازتون ممنونم بابت صبوری تون چون قراره متنم زیاد بشه.
جریان از این قراره که من خودم پرستارم ولی فعلاً تمدید طرحم یعنی استخدام نشدم و در مدتی که رفتم سر کار کلی خواستگار زنگ زدن ولی نذاشتم از مرحله زنگ زدن جلوتر برن یا تو محل کارم هم که میگفتن بی برو برگرد رد میکردم بدون اینکه بشناسم شون چون برای من فرقی نمی کنه و چون فعلاً شرایط ازدواج ندارم بنظرم یه جور بی انصافیه که بقیه رو هم الکی الاف خودم بکنم.
و خب پارسال بعد اینکه سر یه مورد از همین خواستگارها تو خونه بحث داشتیم دوست مامانم بهش گفته بود که واسه 1تون بیاییم و ... و مامانم هم چون این اتفاق افتاده بود بهشون گفته بود نه دخترم فعلاً درس می خونه و ...
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی