سلام
از زمانی که یادم میاد یک شخصیت حساس و زود رنج بودم و همیشه فکر میکردم که آدم های اطراف بهترین هستند و در بهترین جای دنیا زندگی میکنم و همیشه یک آدم پر تلاش و همیشه خیلی علاقه داشتم به همه خدمت کنم و برای جامعه و اطرافیان مفید واقع بشم و بشدت آدم مقید و مذهبی بودم .
تقریبا با همین طرز تفکر بزرگ شدم و در سن هیجده سالگی عاشق دختر خاله ام شدم که فکر میکردم برای من بهترینه که با پرس و جو و تحقیق از دوستانم متوجه شدم که با دو نفر دوست بوده و حتی خونه شون هم رفته حتی خودش با افتخار و خنده برای من تعریف کرد و من دیگه طرفش نرفتم و به سختی این عشق رو فراموش کردم .
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی