خرید بک لینک

سلام

چند روزی هست که به خاطر مسئله 1 خواب و خوراک ندارم. جوانی بیست و شش ساله هستم که بعد از اتمام درس در مقطع کارشناسی ارشد به صورت امریه در حال گذراندن خدمت سربازی هستم. اصرار خانواده برای ازدواج بنده از چند وقت پیش شروع شد و اولین خواستگاری رسمی را دو ماه پیش یعنی وقتی که من روزهای آخر آموزشی سربازی بودم رفتند. که البته خود پدر و مادرم از این مورد اول خوششان نیامد و رفتند سراغ موارد بعدی. الان هم چند مورد دیگر را مد نظر دارند.

اما 1 من بر سر اصل مساله ازدواج است. این که توی این اوضاع بد اقتصادی با یک حقوق سربازی و البته کمک پدر و مادر، باید ازدواج کرد یا نه. بعضی مواقع به خودم می گویم ازدواج را بگذارم برای چند سال دیگر یعنی وقتی که یک کار ثابت پیدا کردم و پول جمع کردم . از طرفی هم به خودم می گویم که دارد سنم بالا می رود این تردیدها هر روز در دلم بیشتر می شود در حالی که باید حیاتی ترین تصمیم زندگی را بگیرم. نظرات شما می تواند راه گشای این مساله باشد.

با تشکر فراوان.

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 22:45

صفحه بندی

خبرنامه