سلام خسته نباشید
ممنون از راهنمایی های دلسوزانتون
من ۲۶ ساله م و مهندس مکانیک ، وضع کارم متوسطه اما عرضه ی اینکه یه زندگی رو بسازمو دارم ، یک سال پیش رفتم خواستگاری دختر دایی ام که یه خواهر بزرگ تر از خودش داشت که هنور مورد مناسب برای ازدواج خودشو پیدا نکرده ، داییم و دختر داییم قبول کردن و ما نامزد شدیم ، ولی گفتن کسی نفهمه فعلا تا زمان عقد .
اما ما مثل دختر پسرهای نامزد باهم میرفتیم بیرون و خوش بودیم.. که متاسفانه همه فهمیدن .دختر داییم پشت کنکوره و هنوز بنظر اون طوری که باید بزرگ نشده . منم متاسفانه یک مقدار بی طاقتی کردم و هر چی میخواست میدیدم یا در توانم نیست یا برامون خوب نیست قبول نمیکردم .
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی