خرید بک لینک

سلام

دو سالی هست ازدواج کردم .همسرم . پسر یکی از آشنایان خاله ام هست . خیلیم از زندگیم و همسرم راضی هستم کلا خیلی خیلی احساس خوشبختی دارم شکر خدا .

قبلش پسر داییم اومده بود برا خواستگاری ولی نه خودم و نه خانوادم مایل به این ازدواج نبودیم . همون موقع هم قرار شد نتیجه هر چی بود تو روابط خانوداگی مون تاثیر نداشته باشه که تقریبا همینم شد .

مشکلم اینه که همسرم از قبل از محرم متوجه خواستگاری پسر دایی شده . حالا هم هر جا که احتمال بده پسر داییم یا حتی خانواده داییم باشن یا اخلاقش یه جوری میشه که خیلی تو ذوق می زنه ( چون خیلی خوش مشربه کلا ) یا اگه بتونه اصلا نمیریم بعضی وقتا سر همین رفتن نرفتن ها بینمون بحث پیش اومده .

کلا خودم قبل از متوجه شدنش هم حواسم به رفتارم بود که حرف و حدیثی توش نباشه . حالا موندم چه جوری به شوهرم بگم که انتحاب من اون بوده و رابطه منو پسر داییم در حد همون رابطه پسر دایی دختر عمه هست بلکه هم کمتر .

تا حالا اصلا درباره این موضوع حرفی نزدم باهاش . می خوام قبلش با یه مشورت کنم ولی طاقت ندارم تا نوبتم بشه نمی دونم از خانواده هامون کمک بگیرم یا ... اصلا نمی دونم چیکار کنم

برچسب: خواستگارم, نویسنده: رضا رضوی تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 9:39

صفحه بندی

خبرنامه