با سلام
۲۵ سالم هست.. یک سالی میشه که عقد کردم.. در این یکسال یک روز خوش نداشتم.. کارهای شوهرم چنگی به دل نمیزنه.. اصلا اهل شوخی نیست در عوض من اهل شوخی و هیجانم.. خیلی پایبند اصوله.. ماشین داریم ولی جایی نمیبرتم.. تا یه مشهد نمیتونه ببره منو.. همش میترسه.. مامانش کلا کنترل میکنه ما رو.. وقتی دوستامو میبینم شوهراشون همه مستقلن از درون آتیش میگیرم.. پدرش سالها پیش فوت کرده میگه بعد عروسی هر روز باید به مادرم سر بزنم با اینکه یه برادر هم داره..اینم از استقلالش..