در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «نمی» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : چرا در درس خوندن، از تلاش هام نتیجه نمی گیرم؟ و از پسر ما بهتر گیرت نمیاد و به دلیل عدم ارضای نیازهای عاطفی و جنسی، نمی تونم روی اهدافم تمرکز کنم و پدرم مخالف ازدواج منه، میگه نمی تونم دخترم رو با کسی ببینم و خانمی متاهلم، چطور با همکار آقا و متاهلی که بهم ابراز علاقه می کنم برخورد کنم؟ و آقایون, به خانمی که دوستش دارید چطور پیام می دهید؟ و کلیپ - نمیشه باورم، که وقت رفتنه ... و قبل چادری شدن فکر می کردم مردم به دختر چادری ها زیاد نگاه نمی کنن! و فکر می کنم تا وقتی که دفاع شخصی یاد نگیرم نمی تون
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
خانواده برتر دسترسی پیدا کنید
سلامتا حالا شده همه ش تلاش کنین ولی جواب نگیرین؟نمی دونم چرا هر چی درس می خونم نمی تونم معلدم رو بالا ببرم تو همون ۱۸ و خورده ای هنگ کردم.
روزی حدوداً ۷ ساعت غیر مدرسه درس می خونم، بشدت تحت فشارم ولی باز فلان دوستانم که کمتر از من وقت می ذارن نمرات شون بهتره! دوازدهمی ام و کنکور هم باید بدم ولی فعلاً واسه نهایی خیلی می ترسم چون می بینم تلاش هام نتیجه نمی ده!
امروز داشتم با مامانم درد و دل می کردم برگشت گفت تو اصلاً حفظ کردنت خوب نیست پس چرا رفتی انسانی؟؟؟ بعد کمی فکر کرد گفت ریاضیت هم خوب نیست که...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دختری هستم بین 30 - 35 سال، به لطف خدا دارای موقعیت اجتماعی و ظاهر خوب و از موفق های شهرمون، چند وقت پیش خواستگاری سنتی داشتم در آستانه 40 سالگی و مجرد از نظر مالی و خانوادگی هم سطح (البته روی کاغذ!) خانواده م آشنایی دورادور با خانواده شون داشتند اما معاشرت نه، خود آقا رو هم قبلاً ندیده بودم، به موازات رفت آمد خانوادگی جلسات آشنایی با خودشون تنهایی انجام شد و صحبت می کردیم و من متوجه شدم دیالوگ ها و رفتار مادرشون توهین غیر مستقیم هست، اما، ایشون مرتب عذرخواهی و توجیه می کردند رفتار مادرشون رو، که بعدش که سر چند موضوع اساسی و طرز فکر به اختلاف خوردیم و در نهایت جواب منفی دادم ...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام و وقت به خیر
من دخترم چند سال دیگه میشه سی سالم. مدتیه دیگه از مجردی خسته ام واقعا نیاز شدید به یک همدم دارم، حامی و تکیه گاه، یکی که بهش تکیه کنم و آرامش بگیرم. نیاز جنسی زیادی دارم نیاز عاطفی دارم اما شرایط برای ازدواجم اصلا فراهم نیست.
چند سالیه درگیر افسردگی هستم،پدرم رو از دست دادم و درگیر مشکلات خانوادگی شدم و حوصله و میل و رغبتی به چیزی ندارم همه چی برام سخته، و خب بااین اوضاع اعصاب و روانم ازدواج کار درستی نیست.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دختری هستم ۲۲ ساله و دانشجو. راستش پدرم کلا با ازدواج مخالفه، یه خواهر دیگه هم دارم که از من کوچک تره ، نه اینکه بگیم با آدم خاصی، نه کلا مخالفه.
سال پیش یه خواستگار داشتم که جراح قلب بود و خانوادگی و اخلاقی هم عالی، یعنی یه خواستگار نبود بیشتر ،عاشقم بود، این قدر رفت و اومد آخر پدرم کاری کرد که کلا بره و نیاد با بی احترامی.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلاممن خانم متاهلی هستم که فرزند دارم. انسان مقید و نماز خوانی هم هستم . همسرم بسیار مرد خوب و شریفی هستند. مشکل من مربوط به همکار آقا هست . این آقا از یک سال و نیم پیش که همکار من شدن کم کم حس کردم به من ابراز علاقه می کنن ولی خیلی نامحسوس که من برخورد نکنم. ایشون هم تو محیط کار خیلی خوش برخورد و آدم موجهی هستن. طوری که همه قبول شون دارن. من بعضی روزها سر همین موضوع ابراز علاقه اصلاً باهاشون صحبت نمی کردم. تا اینکه من به قسمت دیگه رفتم. اول پیام دادن چند بار که جاتون خالیه شما برای من مهم هستین و تا حالا به هیچ خانمی این حس رو نداشتم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب لطفاً فرض بگیرید در آغاز یک آشنایی هستید و صمیمیتی شکل نگرفته. لطفاً درباره ی همه جنبه های چت تون توضیح بدهید. منظورم هم بیشتر پیام در اپ های آنلاین مختلف هست.
ممکنه دیر جواب بدهید؟
(مثلاً اگر درگیر کاری باشید ان را ول می کنید تا جواب پیام آن خانم را بدهید، یا چون ان شخص براتون مهمه فقط در موقعیتی که ذهن تون از کار ازاد باشه جواب می دهید؟)
ممکنه خیلی خلاصه جواب بدهید؟
ممکنه منفعل باشید و فقط منتظر پیام او بمونید؟
لحن تون چطور خواهد بود؟
ایموجی میگذارید؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب وداع حضرت زینب سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام
در طول تاریخ اسلام، هر جا دست مردان برای دفاع از دین بسته بوده، این زنان بودند که نگذاشتند پرچم دین زمین بماند.
دشمن از تاریخ درس گرفته، بنابراین ابتدا می خواهد زنان مسلمان را با ترویج بی عفتی از سر راه خود بردارد، به این امید که اگر توانست از مرد مسلمان عبور کند، دیگر زنی نباشد که زینب وار جلوی او را بگیرد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب راستش من کوتاه و مختصر می گم ان شاء الله پیامم زیاد طولانی نشه!
من حدود یه سال و هشت روزه که چادری شدم ۱۸ سالمه. یه سوالاتی برای بنده پیش اومده، من قبل چادری شدن فکر می کردم مردم به دختر چادری ها زیاد نگاه نمی کنن! چون ساده هستن و خب همیشه با وقار رفتار می کنن، حس می کردم توجهی بهشون نمی شه.
خب ما هم گفتیم چادری می شیم، البته هزار تا دلیل دارم برای کارم! بعدش دیگه شروع شد مخصوصاً پسرهای جوون دیگه قشنگ زوم می شدن رو بنده، من نگاه شون نمی کردم و نمی کنم امّا همیشه سنگینیِ نگاه شون رو حس می کنم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام خدمت دوستان عزیزشاید سوال و دغدغه ای که دارم براتون عجیب باشه.راستش من همیشه فکر می کنم تا وقتی که هنرهای رزمی دفاع شخصی یاد نگیرم و هیکلم گولاخ نباشه نمی تونم ازدواج کنمچون فکر می کنم اگه موارد بالا رو نداشته باشم نمی تونم از همسرم دفاع کنم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دخترم زیر ۱۸ سال سن دارم، یک موضوعی که خیلی باعث می شه ناراحت بشم و دلم بگیره اینه که کلاً پدرم اکثر اوقات دوست نداره ما از خونه بریم بیرون مثلاً عموهام و با عمه م میرن تفریح و کوه ولی بابام ما رو نمی بره ...، مهمونی خونه عمه م و ... خیلی کم می ریم.
عموهام و ... میرن تفریح و مهمونی ولی من تو خونه م...من حسودی اون ها رو نمی کنم از این ناراحتم که چرا من نرم؟ چرا باید خونه باشم. حتی شده گاهی ۱۳ بدر ما نرفتیم بیرون!
من نهایت جایی که زیاد برم خونه ۲ تا از عموهام هست که خونه هامون نزدیکه یعنی مهمونیِ من و جایی که میرم همینه. خودش اکثراً سرش تو گوشیه و اصلاً براش مهم نیست که بیرون نمیره خیلی هم دوست داره که تو خونه باشه و مهمونی و تفریح نره! گاهی میگه مثلاً برید کوه چکار کنید؟ خب همین جا راحت غذا تون رو بخورید، از این رفتارها خیلی دلم گرفته...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام وقت همگی بخیر
من یه موضوعی همیشه برام سؤال بوده و چیزهایی که می شنوم با واقعیت تضاد داره.
ببینین معمولاً تا جایی که شنیدم میگن آقایون بصری هستند و پوشش رعایت
بشه و این حرف ها
ولی از اون طرف همون دخترانی که با این پوشش میان بیرون قطعاً برادر یا
اگر نداشته باشن پدر رو دارن. خب سؤال پیش میاد اگر واقعاً اندام خانم ها جذابه، اگر
پوشش تاثیر گذاره تا این اندازه که میگن، چرا برادرها به خواهران شون نمیگن همچین چیزی
رو؟ چرا پدران نمیگن؟ چرا شوهران به زن هاشون نمیگن؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من کارشناس ارشد یکی از رشته های مهندسی هستم که به تازگی دانش آموخته شدم و وارد بازار کار شدم. حقوق ماهیانه ام خیلی کم هست، یعنی حداقل حقوق ۷ میلیونی رو می گیرم که از خیلی از کارهای دیگه که نیاز به ۷ سال تحصیل و کسب دانش ندارند، کمتره.
از طرفی متاسفانه من در طول دوران تحصیلم به دنبال پیدا کردن همسر مورد دلبستگی ام نبودم. به علت مسائل مالی و یا حتی عدم دلبستگی به دخترها یا هر علت دیگه ای! و حالا دست به دامن مادرم شده ام. چون در شهری کوچک و ۲۰ هزار نفری زندگی می کنیم، مادرم دختری که فاکتورهای مد نظرم رو داشته باشه پیدا نمی کنه.
فاکتورهای دلخواه من این موارد هستند:
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام، وقت همگی بخیر
من یه دختر بیست و چند ساله هستم. چند ماه پیش با یه آقایی که راه دور هستن، آشنا شدم. در تمام این مدت رابطه ما خوب پیش رفت. گفت و گو هامون خیلی با احترام بود. حتی دعوا هم نداشتیم! شاید یکی دو بار بحث جزیی پیش اومد که بجای قهر، گفت و گو کردیم و حل شد.
از لحاظ اخلاقی و اعتقادی هم سطح بودیم. ایشون وضعیت مالی خوبی نداشتن (خونه و ماشین) اما سر کار می رفتن. تا اینکه بعد ده ماه گفت بهتره جدا بشیم! چون من سدّ راهت هستم، من ممکنه باعث بشم تو موقعیت های بهتر رو از دست بدی، من پول ندارم پس نمی تونم یه دختر و خوشبخت کنم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
حال تون عالی
بچه ها دچار یه تعارض ذهنی شدم. خواستگاری زنگ زد و قرار گذاشتیم و جلسه اول کافی شاپ همدیگه رو دیدیم. موقع خداحافظی مادر پسره نگفت که فردا خبرش رو میدم؛ گفت فردا تماس می گیرم که جواب تون رو بپرسم. این یعنی پسرشون پسندیده. اینکه چگونه و کجا و تو همین فاصله چگونه به مامانش خط داده که پسندیدم رو که نفهمیدیم. بعد جلسه بعد اومدن خونه ما. اول که یه گل گرون هزینه کرده بود خریده بود که بماند. موقعی که گفتن برید حرف بزنید پسره گفت ما حرف هامون رو زدیم!!!
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام وقت بخیر
راستش تو وضعیتی هستم که خودمم نمی دونم با خودم چند چندم، به یه دختر خانمی علاقمند شدم که دو سه سال از من بزرگتره ... دقت کنید نگفتم عاشق شدم. چون این جور که دیدم عاشقان خیلی حال و روز آشفته و پریشونی دارند که خدا رو شکر من این جور نیستم.
از طرفی درسم ان شاء الله یک سال دیگه تمام میشه و تا اون موقع ها شاید نتونم اقدام کنم. ولی دو تا نکته اینجا هست؛
اول اینکه می ترسم تا اون موقع ازدواج کنه.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
جابر بن عبدالله انصاری خدمت پیغمبر اومد گفت اینکه قرآن می فرماید مواظب خودتان باشید این را می فهمیم یعنی چی، آدم واجبش را انجام بدهد و حرام را ترک کند جهنم نمی رود اما مواظب خانواده تون باشید یعنی چی و چی کار کنیم؟ پیغمبر فرمود خودتان اهل عمل باشید خودتون الگوی عملی باشید.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من دختری بیست و چند ساله هستم که دانشجوی ارشد هستم و چهره خوبی هم دارم و وضع مالی نه چندان خوب اما دو خواهر بزرگ تر از خودم دارم که اصلاً قصد ازدواج ندارند و به ازدواج فکر نمی کنند و من از شرایط موجود به شدت خجالت میکشم و به دروغ به بقیه میگم ازدواج کردند. آیا واقعاً پسری پیدا میشه که با وجودی که من دو خواهر بزرگ تر از خود دارم با من ازدواج کند؟ چون من قصد ازدواج دارم.
...
ادامه مطلب سلام
همونطور که از عنوان مشخص هست می خواستم بدونم چه دلایلی وجود داره که برخی از آقا پسرها علی رغم علاقه به دختر خانومی، هیچ وقت جلو نمیان و حرف دل شون رو نمیگن؟
با وجود اینکه نشانه های علاقمندی شون کاملاً واضح و رفتارهای به خصوصی که منحصر به یک دختر خانم هست، دارند.
حتی گاهی علاوه بر خود شخص، اطرافیان هم متوجه رفتارهای آقا پسر با دختر خانم میشن اما باز هم خود پسر مستقیماً صحبتی از این موضوع نمی کنه. دلیلش چی میتونه باشه؟
...
ادامه مطلب سلام
من تلاش کردم که مطلبم رو در بخش ارسال مطلب بنویسم ولی انگار امکانش نیست. امیدوارم بشه اینجا به جواب برسم.
دختری ۲۷ ساله هستم با پسری ۳۶ ساله در ارتباطم به مدت ۸ سال. مادرم اوایل متوجه ارتباطم شد و گفتن باید باهاش حرف بزنم تا ببینم کیه و بگم دخترم امانته دستت. مجبور شدم این قرار رو بذارم و صحبت اتفاق افتاد. بعد از مدتی این آقا تصمیم به ازدواج با من رو گرفت.
از بعد از سال اول این آقا یه بیماری داره که من به امید خوب شدنش و آینده مون با هر سختی بود از هر نظر ادامه دادم ولی خوب که نشد بدترم شد.
الآن مامان میگن من در کنارت خیلی صبوری کردم و چیزی نگفتم ولی کافیه و ادامه دادن این رابطه و دیدارتون اشتباهه. داری لطمه به زندگی و ایندنت می زنی.
از طرفی مامان درست میگن از طرفی هم دلم نمیاد تنها باشه با این مریضی. خیلی مرد خوبیه، توی زندگیش کسی رو جز من نداره، نزدیک ترین دوست و عشق زندگی همیم از ه...
ادامه مطلب بابام...خب؟ یه آدم مهربونه، از بچگی هر چی نیاز داشتم رو برام فراهم کرده و همیشه بهم محبت کرده و ازش هم ممنونم...
ولی یه اخلاق به شدت بدی که داره اینه که بین دختر و پسرش فرق می ذاره و نسبتا مغروره!
وقتی ۱۳ سالم بود برادرم که ۵ سالش بود اومد توی اتاقم کتابم رو پاره کرد، منم سرش داد زدم، برادرم زد توی صورتم! منم عصبی شدم زدمش یک دفعه بابا اومد سه بار زد توی صورتم...بعدش از کارش پشیمون شد و بوسیدتم، ازم معذرت خواهی کرد و قشنگ مشخص بود که اشتباهش رو قبول کرده.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دوست عزیزی میگه همسرم بهم توجه و محبت نمی کند این قدر به خواسته های من اهمیت نداده که منم دلسرد شدم و جایم را عوض کردم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دوست عزیزی میگه همسرم بهم توجه و محبت نمی کند این قدر به خواسته های من اهمیت نداده که منم دلسرد شدم و جایم را عوض کردم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
خیلی بده که خانم ها نتوانند از همسرشون پول بگیرند. زن و مرد تو جامعه ما قاطی شده، یکی از علائم آخرالزمان اینه زن ها شبیه مردها می شوند و مردها شبیه زن ها.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دختر حدود ۲۵ تا ۳۰ ساله هستم، مجردم. خیلی آدم با احساسی هستم همه ش دوست دارم محبت و خوبی کنم علی الخصوص به بچه ها، موقعیت ازدواج ندارم، نمی دونم چه کار کنم، دوست دارم ازدواج کنم و خانواده داشته باشم و از صمیم قلب بهشون محبت کنم ولی نمی شه.
موندم محبتی رو که داره لبریز میشه چه کار کنم؟ نثار کی کنم؟ خانواده با محبتی هم ندارم و باهام خوب نیستن هر چند من دوست شون دارم ولی فقط به فکر مسائل شخصی خودشونن.موندم چه کار کنم این اوضاع اذیتم می کنه.
...
ادامه مطلب سلام
می دونم متن طولانیه امّا نمی تونم برم مشاوره و خب جایی جز اینجا نمی شناسم مشکلم رو مطرح کنم.
19 ساله هستم اهل تهرانم
سال اول مهندسی رایانه یه دانشگاه دولتی تهران هستم
وضعیت مالی هم معمولی
مشکلم اینه که نمی دونم مشکلم چیه
همیشه اعتماد به نفسم پایین بود، منفی باف و خود تحقیر بودم ، از بچگی
یه جوری بهش عادت کرده بودم و اذیتم نمی کرد
امّا چند تا اتفاق افتاد
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من دختری ۲۲ ساله هستم که حدود ۲ سال هست با پسری از خودم ۴ سال کوچکتر در فضای مجازی در ارتباطم .
داستان از اینجا شروع شد که ایشون پسری بودن خوش چهره ولی کم اعتماد به نفس که تصور می کردن برای دخترها جذابیت ندارن به خصوص چون قبلاً یک بار از سمت دختر مورد علاقه شون جواب نه شنیده بودن.
منم دختری بودم خامتر از امروز که مهمترین ملاکش برای عاشق شدن فقط ظاهر بود. همون اول که عکس شون رو دیدم ازشون خوشم اومد. سعی کردم با صحبت کردن روی اعتماد به نفس شون کار کنم و بهشون حس خوب بدم هر چند تاثیر زیادی روی اون ها نذاشت فقط باور کرد که نگاه من بهشون متفاوت از دیگر دخترهاست.
نسبت بهش کنجکاو بودم کم کم صحبت های ما طولانی تر شد و ایشون هم به من وابسته شد و با هم وارد رابطه راه دور شدیم. تو این دو سال اون قدر از همه چیز حرف زدیم که دیگه واقعاً حرف زیادی بین مون برای گفتن نمونده.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دخترم، اومدم در مورد یه تجربه شخصی بنویسم، البته از این دست تجربیات تو همین وبلاگ زیاد خوندم ولی خواستم تجربه خودم رو هم بنویسم.
راستش من زمانی که ۲۳ سالم بود و اواخر دوران کارشناسی بودم به صورت جدی احساس نیاز به ازدواج پیدا کردم ، البته قبلش هم غالبا خیال پردازی هایی در مورد ازدواج و همسر آینده داشتم ولی چون شرایط خانوادگیم مساعد نبود خیال پردازی ها در حد تخیل و آرزو بود ولی از این سن به بعد خیلی حالت جدی به خودش گرفت مخصوصاً که درسم داشت تموم می شد و من برنامه ای برای آینده نداشتم و حس بلاتکلیفی خیلی بدی داشتم، از طرفی هم خواستگارهایی که معرفی میشدن همگی به دلایلی نافرجام بودن، و این قضیه خیلی منو اذیت می کرد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب دوره پدر و مادرهای ما براشون داشتنن بیمه مهم بود اینکه زود بازنشسته بشن یا اگه از کار تعدیل میشن زود بیمه اختیاری واریز کنن تا سابقه بیمه اون ها فاصله نیفته
امّا هم سن و سال های خودم دهه 70 ی ها اکثراً داشتن بیمه براشون مهم نیست و اگه جایی استخدام نشن و شغل اون ها آزاد باشه اصلاً دنبال بیمه بازنشستگی تامین اجتماعی نمیرن که ماهی 1700 بدن و میگن بیمه بازنشستگی تامین اجتماعی به درد نمی خوره و فقط بعضی هاشون بیمه عمر واریز می کنن که باز هم بیمه عمر به تامین اجتماعی نمی رسه
نظر شما چیه؟
...
ادامه مطلب قضیه از این قراره که من دختری بودم بسیار معتقد به مسائل دینی و با معیارهای سفت و سخت در مسئله ازدواج، تا حدی که ناراحت بودم با این سخت گیر ی که دارم هیچ وقت هیچ پسری را این قدر دوست نخواهم داشت که به عنوان همسر بپذیرم. مجبور به تنهایی باشم. از سخت گیر ی هام نمی گم که خودش مفصله...ولی میشه گفت بیشترش مسائل اخلاقی و شخصیتی بود. اندکی هم واجبات دینی و چیزهای ظاهری
حالا ماجرا از آن جا شروع شد که در محیط کارم یه همکار جدید آمدند که چهره شون از هر لحاظ مطابقت داشت با ان معیارهایی که من مطلوب و زیبا می دونستم. ولی خب این در ابتدا اصلاً چیز مهمی نبود برام. بالاخره آدم های خوش چهره قبلاً هم دیده بودم.
یه کاری پیش آمد که به مدت حدود دو ماه همکاری من با ایشون بیش تر شد. البته همونم در حد یه سلام و علیک در طول روز بود و هر کس مشغول کار خودش می شد. و هیچ حرف اضافی ای رد بدل نشد. به سبب همین همکاری، م...
ادامه مطلب کباب کردن یا گریل به ما این امکان را می دهد که فانتزی اولیه خود را ارضا کنیم، آن میل ذاتی انسان برای افزودن غذا به آتش. دود، گرما، شعله های آتش، عطر تکه های سوزان که به صفحه گریل چسبیده اند – همه اینها با هم ترکیب می شوند تا یک تجربه حسی کامل ایجاد کنند که کباب کردن تابستانی را از هر شکل دیگری از آماده سازی آشپزی متمایز می کند.
گریل
گریل به دلیل طراحی نسبتاً ساده اش، ابزاری سازگار و همه کاره است. مطمئناً، این یک راه عالی برای تهیه سریع استیک و همبرگر یا ایجاد خطوط سیاه تمیز روی هات داگ و سوسیس است، اما گریل می تواند کارهای بسیار بیشتری انجام دهد. این طعم دودی و ذغالی شده به زیبایی با طیف کاملی از گروه های غذایی ترکیب می شود: شور و شیرین، میوه ها و سبزیجات، پیتزا و گواکامولی…
آزمایش کردن با گریل یک راه عالی برای کشف مواد جدید است که در غیر این صورت ممکن است نادیده گرفته باشید. یک ت...
ادامه مطلب