در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «ندارم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : من قصد ازدواج دارم اما خواستگار ندارم و خیلی ناامیدم و دیگه به هیچکس و هیچ چیزی امید ندارم و احساسی ندارم مثل ربات زندگی می کنم و خسته م و من پول ندارم پس نمی تونم یه دختر و خوشبخت کنم و حس خوبی از زیبایی افراطی که بعضی ها دنبالش هستن ندارم و خواستگار مناسب ندارم و دیگه دوستش ندارم ولی نمی تونم ولش کنم و از خودم و علایق خودم هیچ ذهنیتی ندارم و حس خوبی به خودم ندارم چون قبلا با یه پسر دوست بودم و همه چیز دارم ولی کسی که بهم آرامش بده ندارم و حاضرم دیر فارغ التحصیل بشم ولی واحد زیادی بر ندارم و دی
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
خانواده برتر دسترسی پیدا کنید
سلام
من دختری 24 ساله هستم که به کل امیدم رو نسبت به آینده از دست دادم.
دوستان من قصد ازدواج دارم اما خواستگار ندارم در گذشته فقط 2 تا خواستگار داشتم اولیش 17 سالم بود مدرسه می رفتم طرف فامیل دورمون بود دلیل رد کردنم اولیش به خاطر نداشتن شغل بود چون اون آقا پسر 28 سالش بود و هیچ شغلی نداشت و اون موقع خب بیشتر دوست داشتم تحصیل کنم و علاقه مند به اون آقا نشدم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من چند روز پیش هم تو این وبلاگ یه متن بارگذاری کردم من همون پسری هستم که گفتم بعد دو سال طلاق هنوز حالم خوب نشده.من تاکنون حتی یک مورد هم دوستی با جنس مخالف نداشتم چون می گفتم که فردا اگه ازدواج کنم فرد فاسدی نصیبم می شه اما وقتی ازدواج کردم بعد مدت کوتاهی همه چی بهم ریخت اواخر وقتی گوشی موبایلش رو بر می داشتیم خیلی نگران می شد و استرس می گرفت حتی یه بار اومد گوشیش رو از دست من کشید می گفت تو به من اعتماد نداری و شروع به غر زدن می کردراستش با توجه به اینکه رابطه سردی با من پیدا کرده بود بهش شک داشتم چون واقعاً دلیل منطقی برای این رفتارش وجود نداشت حتی بعد طلاق حرف و حدیث این بود که فلانی با یه نفر قبلاً دوست بوده، یه بار هم بهم گفت که یکی از دوستانم قبلاً دوست پسر داشته حالا شوهرش فهمیده اما بهش هیچی نگفته!
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
نمی دونم از کجا شروع کنم بچه آخر خانواده م بودم ناخواسته بدنیا اومدم خواستن سقطم کنن ولی نکردن، کاش می کردندنیای جالبی برای من نبود، نیم عمرم تو سختی بیماری و تنهایی گذشت بدون حمایت کسی ازم، آدم بدی نبودم یعنی نتونستم بد بشم.حالا هم تبدیل به بی تفاوت و بی احساس ترین شدم، خانواده م رو دوست ندارم، ازدواج هم نمی خوام بکنم، چون احساسم رو نابود کردن، آزارم به کسی نرسید، قلب ساده م رو شکستن. الآنم جای خوابی دارم و خوراکی، و کاری که دارم براش زحمت می کشم، چه کار کنم احساسم خوب بشه و از رفتار دیگران عذاب نکشم کجا رو دارم برم
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام، وقت همگی بخیر
من یه دختر بیست و چند ساله هستم. چند ماه پیش با یه آقایی که راه دور هستن، آشنا شدم. در تمام این مدت رابطه ما خوب پیش رفت. گفت و گو هامون خیلی با احترام بود. حتی دعوا هم نداشتیم! شاید یکی دو بار بحث جزیی پیش اومد که بجای قهر، گفت و گو کردیم و حل شد.
از لحاظ اخلاقی و اعتقادی هم سطح بودیم. ایشون وضعیت مالی خوبی نداشتن (خونه و ماشین) اما سر کار می رفتن. تا اینکه بعد ده ماه گفت بهتره جدا بشیم! چون من سدّ راهت هستم، من ممکنه باعث بشم تو موقعیت های بهتر رو از دست بدی، من پول ندارم پس نمی تونم یه دختر و خوشبخت کنم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من یه دختر ۱۹ ساله هستم و چیزی که منو آزار میده اینه که شدیداً مخالف عمل های زیبایی یا سوراخ کردن صورت و تتو و... هستم
با اینکه هیچ وقت با این افراد تند برخورد نکردم و کاری به کسی نداشتم ولی دیدن این چیزا خیلی تو دلم سنگینی ایجاد می کنه
راستش نمی دونم این حس چرا باید تو وجودم باشه چون وقتی حتی ۸ ساله بودم ابن ذهنیت رو داشتم یعنی عمیقاً احساس می کردم گناه هست و خب خیلی جالبه کسی تو خانواده و حتی فامیل هم نظر من نیست
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
۲۵ سالمه، لیسانس و استخدام تامین اجتماعی، پدر و مادر تحصیل کرده و کارمند، وضعیت مالی تقریباً خوب، از نظر ظاهری هم خوب.
اصلاً تصور نمی کنم شرایط ویژه ای دارم و توقع ازدواج با شخصی با شرایط ویژه هم ندارم. همین که شبیه من باشه برام کافی هست.
اما خواستگارهایی که برای من میاد به عنوان مثال:
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من دختری ۲۲ ساله هستم که حدود ۲ سال هست با پسری از خودم ۴ سال کوچکتر در فضای مجازی در ارتباطم .
داستان از اینجا شروع شد که ایشون پسری بودن خوش چهره ولی کم اعتماد به نفس که تصور می کردن برای دخترها جذابیت ندارن به خصوص چون قبلاً یک بار از سمت دختر مورد علاقه شون جواب نه شنیده بودن.
منم دختری بودم خامتر از امروز که مهمترین ملاکش برای عاشق شدن فقط ظاهر بود. همون اول که عکس شون رو دیدم ازشون خوشم اومد. سعی کردم با صحبت کردن روی اعتماد به نفس شون کار کنم و بهشون حس خوب بدم هر چند تاثیر زیادی روی اون ها نذاشت فقط باور کرد که نگاه من بهشون متفاوت از دیگر دخترهاست.
نسبت بهش کنجکاو بودم کم کم صحبت های ما طولانی تر شد و ایشون هم به من وابسته شد و با هم وارد رابطه راه دور شدیم. تو این دو سال اون قدر از همه چیز حرف زدیم که دیگه واقعاً حرف زیادی بین مون برای گفتن نمونده.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام خانواده برتری های عزیز
مشکل من که فکر کنم تعداد زیادی از آدم ها دچارش هستن مشکل تو تصمیم گیری و انتخاب راهه، واضح بگم تا الآن هیچ هدف یا علاقه ای از خودم نداشتم که دنبالش برم.
رشته و راه زندگیم رو هر چیزی به انتخاب خانواده م بوده طوری که می تون...
ادامه مطلب سلام وقت تون بخیر
من چند وقت پیش طی حادثه ای پدرم رو از دست دادم. برام همیشه بهترین و بزرگترین مرد بود و بعد رفتنش ضربه سختی خوردم. توی مدت ناراحتی و مراسم ها با پسری وارد ارتباط شدم. چون توی یک شهر ب...
ادامه مطلب سلام دوستای خوبم
اینقدر با من بازی شده که هر چی بگم کم گفتم... خیر سرم اصلا دوست پسر نگرفتم گفتم سنتی ازدواج کنم بی دردسر. عقد کردیم بعد عقد خودش رو نشون داد ، تازه فهمیدم دنبال مال و اموال بابامه ، و...
ادامه مطلب سلام دوستان
دختری ۱۸ ساله هستم که در دانشگاه پیام نور رشته علوم تربیتی تحصیل میکنم. این ترم ۱۸ واحد, برداشتم.خ یلی زیاده. شاید واسه شماها زیاد نباشه ولی واسه من کمی زیاده و من قصد دارم ترم های بعدی رو ...
ادامه مطلب سلام
پسر جوان ۲۱ ساله ای هستم که با کلی آرزو درس خواندم و رفتم دانشگاه ، شاید محیط خوبی برای پیشرفت بیشتر و بهترم باشه ، اما وقتی رفتم به عمق فاجعه جامعه پی بردم ، دخترایی که همزمان با چند تا پسرن و همین طور پسرا ، الان وضع دخترا خیلی بدتر از انتظاره ، چیزایی می بینم ازشون که...
تو این مدت کلی افسرده شدم ، تو کل کلاس مون یه من و یکی دیگه هستیم که رابطه ندار...
ادامه مطلب سلام
"من عاشق دختر داییم شدم و هنوز به ایشونم نگفتم که قصد ازدواج دارم . بعد نمیدونم که پسر دیگه ای تو زندگیش هست یا نه؟ از طرفی جفت مون دانشجوییم ،من دانشگاه غیر انتفاعی هستم تو تهران و ایشون آزاد تهران هستن و هنوز سربازی هم نرفتم .
نمیدونم الان بهشون بگم یا صبر کنم شغل خوب پیدا کنم بعد. از طرفی هم میترسم از دستش بدم. و اینکه از یه چیز دیگه هم نگران هستم ا...
ادامه مطلب سلام دوستان
من میخوام راحت از خودم بگم سرزنشم نکنید لطفا .
من پسری هستم در سن ازدواج ، اما به ازدواج علاقه ای ندارم ، چون نمیتونم به یکی متعهد بمونم بخاطر همین نمیخوام خیانت کنم به کسی ، و اینکه سخت گیرم ، هم در مورد خودم هم در مورد دختر ، یعنی هم میگم خودم باید انقدر خوب باشم که یکی رو خوشبخت کنم هم دختره انقدر خوب باشه که منو خوشبخت کنه !
از اون طرف بخاطر...
ادامه مطلب سلام ...
دختریم زیر 20 سال که مادرم دهه شصتی هستند ! از رابطه ای که بینمونه خیلی ناراحتم، من تا یه حد میشه گفت زیادی عاطفیم ولی مامانم نه، من دوست دارم یه رابطه پر محبت بینمون باشه ولی نمیشه، جفتمونم قبول داریم گاها لحن حرف زدنمون بده اونم فقط از روی لجبازی، هم مامانم هم خودم سعی کردیم بهترش کنیم ولی باز سر یه لجبازی برگشتیم به حالت اول، فقط انتظار بیش از حد...
ادامه مطلب سلام
دختری هستم که متاسفانه چند قطبی شده !!!خانواده ی مذهبی دارم که عقایدشون رو قبول ندارم چون خیلی حجاب حجاب میکنن و خیلی محدودیت قائل هستن ! اما من چادری نیستم و مانتویی هستم و معمولا یه کوچولو موهام رو معلوم میکنم و تا حدی آرایش دارم و این محدودیت ها رو قبول ندارم واقعا !
اما به یه سری اصول مثل روزه پایبندم! به اینکه لباس و آرایش زننده نباشه پایبندم! به ...
ادامه مطلب با سلام
من یه مشکل دارم که میخواستم با دوستان در میان بگذارم و نظرشون رو بدونم.
من دخترم و اصلا نمی تونم فکر کنم که همسر آیندم رو ببوسم . تو ذهنم اینطور میاد که جنس مرد اونقدر زیبا نیست که شایسته بوسیدن باشه و این فقط شوهر هست که باید زنش رو ببوسد .
کلا از بوسیدن محارم مرد مثل عمو ، دایی و برادر هم متنفر هستم و خیلی با اکراه این کار رو انجام میدم. حتی بچه...
ادامه مطلب سلام
دوستان یه سوال داشتم ممنون میشم کمکم کنید بد جوری رو مخمه . من یه پسر 19 ساله هستم . اخیرا میل جنسیم به شدت کم شده ، یعنی اصلا تمایلی به جنس مخال...
ادامه مطلب سلامی با قبل شکسته و روحی آزرده و آکنده از احساس گناه
انشاء الله که هیچ کسی توی این دنیای هزار رنگ و هزار فریب ،فریب شیاطین انس و جن رو نخوره . قصه ی من از اینجا شروع میشه که پسری هستم بالای 25 سال چشم و گوش بسته سر به زیر و محجوب و با حیا نماز اول وقت خون و اهل روزه و محرم و امام حسین و .... .اصلا هم محل به هیج دختری نذاشتم چه توی دانشگاه چه توی محل و و چه توی فامیل .
با دختری هم کلام نشده بودم تا قبل این قضیه، بشدت در این وانفسای جامعه ای که نیازی به تعریف جزئیات نیست خودمو پاک نگه داشتم نمیگم گناه نکردم از همه عزیزانی که اینجان گناه کارترم.
خودمو نگه داشته بودم از صحبت با نامحرم و نگاه کردن ، تا جایی که واقعا خدا کمک کرده بود و توانم بود .
اما اصل موضوع ؛
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من همیشه پی گیر خانواده ی برتر بودم فکر نمیکردم روزی مسئله ای پیش بیاد که اینجا بخوام مطرح کنم ولی الان واقعا به کمکتون نیاز دارم .
من یه دختر پیش دانشگاهیم که چند ماه دیگه ۱۸ سالم میشه ، از نظر ظاهر طبق گفته ی دیگران خوبم ، درسمم نسبت به خیلیا بهتره ، قضیه از دی شروع شد .
من حس کردم درس رو خوب نخوندم شب امتحان به استادم دایرکت دادم که چشم امیدم به شماست و مباحث امتحان رو پرسیدم .
ایشونم فردا دیدم جواب دادن خیلی صمیمی گفتن چشم امید ماهم به شما و برگتونه و رو ۲۰ حساب باز کردیم و وام قرض الحسنه میدم و این حرفا . منم صمیمانه جوابشونو دادم و خیلی زود دیدن و اون روز حدود ۱ ساعت مثل دو تا دوست که همو میشناسن چت کردیم . صمیمی تر شدیم حدود ۵ روز همین منوال بود .
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
بی مقدمه بگم من خسته شدم از این که چهرم کوچیکتر از سنم نشون میده ، الان ۲۰ سال و خورده ای سنمه ،دانشجوی ترم ۳ ام ولی همه فکر میکنن ورودیم ، بیرون که میرم همه به چشم بچه ها نگام میکنن همه بهم میگن کلاس چندمی!! بخاطر همین هیچ خواستگاری ندارم!! از نظر ظاهری مشکلی ندارم خیلی ها بهم میگن چهرت انرژی مثبت میده و دوست داشتنی ای ، خودمم توجه آدما رو میفهمم .
خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی دریغ از یه خاستگار! واقعا دیگه دارم دیوونه میشم هیچ کسی طرفم نمیاد ، چون فکر میکنن بچه ام و زوده واسم! ولی دوست دارم تو همین سن یا فوقش تا ۲۲ سالگی ازدواج کنم .
دوست دارم جوونیم رو با همسرم باشم ، دیگه واقعا موندم چیکار کنم ؟ میخوام یه برچسب بزنم به پیشونیم سنمو روش بنویسم:| توی دانشگاهم هیچ کسی طرفم نمیاد نمیدونم چرا! من که مشکلی ندارم. خسته شدم دیگه. خیلی هاا که از نظر چهره و قد و حتی رفتار سطح اجتماعی پایی...
ادامه مطلب سلام دختری دانشجو هستم و 20 سالمه ، بیشتر فکرم سمت هدف های زندگیم هست ، اینکه هر اتفاقی هم بیافته به چیزی که میخوام برسم.
مشکلم با مسئله ازدواج هست بر خلاف خانواده، من تمایلی به مزدوج شدن ندارم ولی اونا اصرار داشتن و دارن . انگار داره برای اونا خواستگار میاد! نه من. بر این باورم که باید کیف جوونی رو کرد اهل دوست پسر داشتن و اینا هم نیستم اما از حالا تو این حدود سنی سمت نامزد و شوهر رفتن واقعا زوده. چون مجردی یه مزیت هایی داره که متاهلی نداره و برعکس.
و بر خلاف بعضی از دخترای همسن سالم که تو فکر این چیزا هستن من علاقه ای ندارم یا بهتر بگم تو یه سطح جداگونه فکر میکنم جدا از فانتزی های شیرینی که بقیه برای ازدواج دارند آمادگی و مسئولیت زیاد رو میطلبه مخصوصا تو زمونه حالا که آمار طلاق رو به افزایشه! حتی بعضی وقت ها بهشون گفتم که هیچ وقت ازدواج نمیکنم پس دلتون رو خوش نکنید قید نوه رو هم بزنید(خن...
ادامه مطلب سلام
من 20 سالمه، و دانشگاه میرم، ترم سومم، اخیرا از یک دختر خانومی توی کلاسمون به شدت خوشم اومده ، حس میکنم دختر خوبیه ، آدم اهل دختر بازی و اینا نیستم و هدف بدی ندارم که دختر رو وابسته کنم و ولش کنم . نیتم خوبه و ازش خوشم میاد ، ولی تا چندین سال دیگه زمینه ازدواج ندارم . تجربه این جور چیز ها رو ندارم .
میخواستم با تجربه ها نظر بدن و راهنماییم کنن
مرسی...
ادامه مطلب درود به همه خانواده برتری های نازنین
بنده دانشجو هستم. ترم 3 ، از یکی از همکلاسی هام 7 8 ماه پیش خوشم اومد و بهشون به طور جدی فکر کردم و حتی رفتم شهرشون تحقیق کردم. و واقعا الان بسیار جدی هستم و از ته ته ته دل میخوامش و عاشقشم . از اولش هم تمام قضیه رو به مادرم گفته بودم. یعنی چیزی پنهانی نیست و اینکه قصدم دوستی های مزخرف جامعه نیست.
ایشون بسیار مذهبی هستن و چادری. من هم نگرش های مذهبی دارم و خونواده م هم مقید هستن . چند روز پیش رفتم خیلی محترمانه بهشون پیام دادم و قضیه رو گفتم که بهشون علاقه دارم. ایشون گفتن من به این زودی ها قصد ازدواج ندارم و همین طور علاقه باید دو طرفه باشه.
بعد من گفتم لطفا بیشتر فکر کنید و ایشون گفتن فکر نمیکنم گذر زمان نظرمو تغییر بده. آخرشم من ازشون تشکر کردم که حرفا...
ادامه مطلب سلام
من یه پسر سی و چند ساله هستم و مجرد ، یه مدت هست که نسبت به زندگی و آینده بشدت ناامید شدم چون حقیقتش هیچ هدف و انگیزه ای برای آینده ندارم تا حدود زیادی به هر چیزی میخواستم رسیدم تحصیلات، شغل، خونه و ... .
تنها کاری که تا حالا انجام ندادم ازدواجه که اونم با این اوضاع نابسامونه ازدواج دو دل هستم ، به خودم میگم اگه اینم خوب از آب در نیومد دیگه باید چیکار کنم یا اگه خوب شد بعدش چی ؟ همه چیز بعد یه مدت عادی و تکراری میشه و دوباره روز از نو روزی از نو .
بعضی وقتا به سرم میزنه اصلا همه چیزو رها کنم و از ایران برم واقعا دیگه کاری نیست که انجام بدم ؟...
ادامه مطلب سلام دوستان
من دختری ٢١ ساله هستم ، دانشجوی مهندسی، قد و ظاهر متوسط رو به خوب، وضع مالیمونم خدا رو شکر خوبه و خانواده خیلی خوبی دارم، ریز نقشم هستم .
راستش من از پارسال تا به حال اصلا خواستگار نداشتم یعنی واقعا علت اینکه به چشم هیچکس نمیام و نمیدونم...
ادامه مطلب سلام
من یه دختر، دانشجو هستم در مورد حجابم هم چادری نیستم ولی لباس و
ظاهر ساده و معمولا بدون آرایش میتونم بگم ظاهر خیلی ساده ای نسبت به
دخترای هم سن خودم دارم .
معمولا بیرون که میرم جایی که میرم
دانشگاه کلاس بازار یا اگه خرید داشته باشم خواهری ند...
ادامه مطلب سلام دوستان ...
من یه مطلبی تو همین سایت خانواده برتر خوندم که شدیدا منو نگران کرد... مطلب فرق بین دختر زیبا و جذاب . ( چه فرقی بین دختر خوشگل و دختر جذاب هست ؟ )
مشکل من اینه همیشه هم بوده ... من دختر جوان و زیبایی هستم ولی دقیقا همین صفت جذابیت رو ندارم ...
در اون جا گفته شده جذابیت یه صفت جدا از ظاهره و بیشتر مربوط به اخلاق و رفتاره ... اینکه خوش صحبت باشی رفتارت با نازی داشته باشی و خیلی چیزای...
ادامه مطلب سَلام .. لطفا کمکم کنید ..
دیگه تحمل تیکه ها و شوخی و حتی شنیدن حرف های درست دوستای متاهلم رو ندارم .. 20 سالمه و نمیدونم بگم خوشبختانه یا متاسفانه از همه به جز من تو جمع دوستانمون ازدواج کردن .. و الان تنها همدمم خداست ..
خسته شدم انقدر دوستام حتی به شوخی سرکوف میزنن که چرا ازدواج نمی کنم .. خنده دار نیست ؟ تو 20 سالگی سرکوف ازدواج !!
چیکار کنم ؟ بخدا اولش خوب بود با این که مادرم مخالف بود و می...
ادامه مطلب سلام به همه ی کاربران عزیز
خواهشمندم، اگر دندانپزشکی در جمع ما هست، لطف کنن منو راهنمایی کنن. پیشاپیش ممنونم از پاسخی که به سوالم میدید .
امسال به لطف خدا دندانپزشکی قبول شدم و چند روز دیگه باید برم واسه ثبت نام. راستش من همیشه فوبیای بیمارستان و آمپول و خون و دندانپزشکی و زخم و اینجور چیزا رو داشتم و دارم. برای همین هم پزشکی رو انتخاب نکردم .
چند وقته دارم پیج های دندانپزشک ها رو دنبال میکنم، وا...
ادامه مطلب