در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «احساس» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : حس می کنم با احساساتم بازی شده و چطوری خودم رو آروم کنم و احساس کمبود نکنم به خاطر مشکل کمرم؟ و عملکرد یک دختر در مواجهه با درگیری احساسی با پسر، انفعال یا تلاش؟ و احساس احمق بودن دارم و بین عقل و احساسم درگیرم و با احساس التیام نیافته ام چه کنم؟ و 10 راه حل برای اینکه احساس بهتری نسبت به بدن خود داشته باشید و فهرست احساسات انسانی و چگونگی تنظیم آنها و احساسی ندارم مثل ربات زندگی می کنم و خسته م و احساسی پاک به سانِ دوست داشتن و یه مدتیه حس می کنم احساسم داغون شده و آیا احساس تنهایی دلیلی برای ا
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
خانواده برتر دسترسی پیدا کنید
سلام
من یک دختر ۲۲ ساله هستم. چند وقت پیش تووی دانشگاه یک پسر دورادور و با پیغوم پسغوم بهم ابراز علاقه نشون می داد و من هم نمی دونستم باید واکنشم چی باشه.
اما این قدر این پیغوم پسغوم ها و توجه ها زیاد شدن که آخرش من هم دل دادم و تووی ذهنم رویاپردازی می کردم و از این که یکی هست که دوستم داره و به زودی داره شرایط رو جور می کنه تا باهام ازدواج کنه (خودش رسونده بود قصدش ازدواجه) خیلی خوشحال بودم اما واقعاً نمی دونم چی شد که این پسر یهوویی بی خیال من شد و رفت با یکی دیگه دوست شد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب من تو خوش ترین روزهای زندگیم بودم، یک سال تلاشم و شب بیداری هام برای معلم شدن جواب داده بود دوستان خوب پیدا کرده بودم سفر می رفتم ورزش می کردم و کلاً آدم فعالی بودم.
معلم دوست داشتنی بچه ها بودم مورد احترام همکارانم بودم همه اینها رو داشتم مدام افراد مختلف برای خواستگاریم می اومدن و همه اینها... بعد از تعطیلی مدارس اولین تابستون عمرم که سه تا گزینه پول، جوانی و وقت رو دارم می خواستم بترکونم.
ته دلم همه ش هیجان داشتم کفش کوهنوردی خریده بودم، عضو باشگاه کوهنوردی شدم جاهایی که بانجی جامپینگ می رفتن پیدا کرده بودم، دلم می خواست منم مثل هم سن سالانم از پوسته ترسویی که دارم خارج بشم، دلم می خواست مثل بقیه باشم!
همه این رویاها فقط با یه کلمه دکتر ریخت پودر شد رفت، وقتی گفت دیسک کمر داری، زیاد راه نرو، زیاد نشین، زیاد خم نشو...کوهنوردی و دوچرخه سواری و ورزش رو فراموش کن.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
زیاد دیدم سؤال می شه و پست گذاشته می شه از دخترهایی که نسبت به پسرهای اطراف شون مثل همکار همکلاسی فامیل و ... احساس پیدا می کنند، کشش پیدا می کنند و می پرسند که چه کار باید بکنیم؟ جواب ها دو دسته بودند ولی به جمع بندی نرسیدیم.
الآن سؤال منم اینه کار درست چیه در این طور مواقع، باید حرکتی زد و تلاش کرد! یا منفعل بود و به جمله ازدواج قسمته تکیه کرد و منتظر بود تقدیر و سرنوشت چی برامون رقم می زنه؟!
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
قصد دارم تجربه خودم رو بنویسم و از تجربیات شما دوستان هم بهره ببرم و استفاده کنم. خیلی زور زدم و تلاش کردم عاقل باشم ولی نشد که نشد و در آخر بهش دل بستم...
همون اول که حکمم خورد و دیدمش متوجه توجهات گاهاً معنی دارش شده بودم ولی با من از همه نظر تفاوت داشت پس یک درصد به عنوان کیس برام مطرح نبود، بهش بی اعتنا بودم حتی گاهی ازش بدم هم می اومد تا وقتی که خوردیم به یک پروژه مشترک، آشنایی بیشتر ما هم با دعوا سر یه پروژه کذایی شروع شد، اون شروع کرد، به خاطر سوتی که اوایل سهواً داده بودم گیر می داد، نمی خواستم جوابش رو بدم ولی شوخیش در این مورد پیام "هیچی حالیت نیست" داشت جلو بقیه و بهم برخورد و نمی خواستم کم بیارم. یک بارم وسط های پروژه صداش بالا رفت و داشت عصبانی می شد که من کوتاه اومدم. چون عذرخواهی نکرد تو دلم موند؛
ادامه مطلب...
ادامه مطلب با سلامدختری هستم که چند سال پیش یک عقد ناموفق داشته ام و این اولین رابطه ام با جنس مخالف بود.
طرف مقابلم امّا در حد یک رابطه عادی و معقول نیز محبتی نثارم نمی کرد. چشم چران بود و باعث می شد به شدت احساس عدم امنیت در این رابطه به من دست بدهد.
با ادامه یافتن رفتارهای او، اوضاع به صورتی شد که من حتی دیگر خودم را ارزشمند نمی دیدم و هر وقت با او بیرون می رفتم احساس اضطراب زیادی برایم ایجاد می شد که الآن دوباره می خواهد به خانم های دیگر چشم بدوزد.
با اینکه از لحاظ ظاهری در حد قابل قبولی بودم ولی اعتماد به نفسم به شدت افت پیدا کرده بود. این را هم اضافه کنم که آن شخص از نظر ظاهری به گفته آشنایان و حتی بستگان خود ایشان، در درجه خیلی پایین تری از من قرار داشت. مدت این رابطه کوتاه بود و به درخواست خود من تمام شد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب آیا فکر می کنید چاق هستید یا بدن زشتی دارید؟ یا این بینی یا گوش شماست که شما را آزار می دهد؟ باید بدانید شما تنها نیستید. همه ما چیزی داریم که آرزو می کنیم بتوانیم آن را در بدن خود تغییر دهیم. برای برخی از افراد این به یک وسواس تبدیل می شود و می تواند منجر به افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن و سایر مشکلات جدی سلامتی شود که نیاز به کمک پزشکی دارند.
این 10 راه را در نظر بگیرید که می توانید نسبت به خودتان و بدنتان احساس بهتری داشته باشید:
بدن خود را دوست داشته باشید
1. به خودتان احترام بگذارید و با خود مهربان باشید.
آنچه هستید و بدنی که با آن متولد شده اید را بپذیرید. شکل بدن، 85 درصد ارثی است. با احترام و مهربانی با خود رفتار کنید و مراقب بدن خود باشید. این تنها بدنی است که داشته اید و خواهید داشت، پس با آن خوب رفتار کنید.
2. زمان کمتری را جلوی آینه و روی ترازو بگذرانید.
آیا زمان زیادی را جلو...
ادامه مطلب احتمالاً عبارت “غلیان احساسات” را شنیده اید و این توصیف بسیار دقیقیست از آنچه در یک روز ممکن است پیش بیاید. فهرست احساسات که انسان به صورت روزانه تجربه می کند بسیار پیچیده است اما نترسید زیرا نه تنها تجربه احساسات متعدد طبیعی است، بلکه انتظارش هم می رود.
اگرچه همه انسان ها سردرگم می مانند که چگونه شاد باشند اما احساسات به ظاهر منفی به انسان ها کمک کرده تا از موقعیت های خطرناک جان سالم به در ببرند. انتقال دهنده های عصبی در مغز ما با شرایط سازگار می شوند تا بدن ما بتواند واکنش مناسبی نشان دهد.
زمانی است که با احساسات منفی مزمن سر و کار داریم که سلامتی ما به خطر می افتد اما راه هایی برای تنظیم احساسات و مشخص کردن محرک های عاطفی وجود دارد که به شما این امکان را می دهد که بر سلامت روحی و جسمی خود کنترل داشته باشید.
احساسات چه هستند؟
عواطف حالت های غریزی ذهن یا احساساتی هستند که از شرایط یک فرد...
ادامه مطلب سلام
نمی دونم از کجا شروع کنم بچه آخر خانواده م بودم ناخواسته بدنیا اومدم خواستن سقطم کنن ولی نکردن، کاش می کردندنیای جالبی برای من نبود، نیم عمرم تو سختی بیماری و تنهایی گذشت بدون حمایت کسی ازم، آدم بدی نبودم یعنی نتونستم بد بشم.حالا هم تبدیل به بی تفاوت و بی احساس ترین شدم، خانواده م رو دوست ندارم، ازدواج هم نمی خوام بکنم، چون احساسم رو نابود کردن، آزارم به کسی نرسید، قلب ساده م رو شکستن. الآنم جای خوابی دارم و خوراکی، و کاری که دارم براش زحمت می کشم، چه کار کنم احساسم خوب بشه و از رفتار دیگران عذاب نکشم کجا رو دارم برم
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلاماحساسات از نوع دوست داشتن و عشق ورزیدن از دیدِ جهان شما چطوره؟، به نظرتون تنها زبانی که ما برای ارتباط استفاده می کنیم با استفاده از کلماته؟ بین انسانها انواعی نحوه ارتباط برقرار کردن وجود داره، زبان بدن، حرکات چشم، احساسات جاری شده و مفهومات و لحن صدا ...می خوایم درباره یک احساس متعالی صحبت کنیم یک احساسِ جالب که درونش پر از احوالاتِ متغیره، احساسی که آدمیزاد خلا اون رو میتونه هر زمان درون خودش احساس کنه تا زمانی که ندونه اون خلا با چه کسی و یا چه چیزی می تونه رفع بشه، به نظرم یکی از تکه انواع تکه هایی از روح انسان هست که از خودش جداست.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام زیاد نمی خوام خودم رو معرفی کنم در این حد که ۱۷ سالمه و یه دختر چادری و معتقد و بشدت احساسی ام.
راستش من یه ساله چادری شدم قبل این قضیه من طرفدار یه گروه ... بودم و خیلی دوست شون داشتم جوری که حس می کردم اعضای خانواده م هستند!
بعدش به دلایل متعددی چادری شدم و دیگه چون عقایدم تا حدودی عوض شد اون گروه خواننده مورد علاقه م رو ول کردم، اونم با کلی گریه و زاری، چون می دونستم اشتباهه، ولی کلی دوستش داشتم چون اون ها طرفداران رو وابسته ی خودشون می کنن این قانونه.
یه مدت بعد بشدت شیفته ی یکی از اقوام شدم حدوداً دو سه سال از خودم بزرگتره. واقعاً یه حالت سرخوردگی پیدا کردم چون دخترم برای خودم درست نمی دونستم که ابراز علاقه کنم یا بگم و خودم رو راحت کنم! از قبل هم سر ایشون با دوستان شوخی می کردیم و خلاصه تو ذهنم یه نیمچه کراشی داشتم ولی بعد چادری شدنم واقعاً خیلی به خاطره حسم خجالت می کشیدم!
ا...
ادامه مطلب سلام
یک سؤال داشتم اینکه آیا هرکس احساس تنهایی میکنه، باید بره سراغ ازدواج؟
چه نوع تنهایی رو باید احساس کرد که مطمئن شد آدم برای ازدواج آماده هستش؟
من مطلب از این اینترنت زیاد دیدم که مثلاً می گفتن اگر احساس تنهایی می کنید، اول با تنهایی خودتون کنار بیاین و بعد، ازدواج کنین و من می ترسم ازاین که احساس تنهایی، احساس درستی نباشه برای ازدواج. باید چه دلیلی برای ازدواج داشته باشیم که ازدواج کنیم؟
ممنون
...
ادامه مطلب سلام
مهم ترین عامل احساس پوچی در زندگی احساس نکردن وجود خداوند در قلب ما است. اگر مشکل با اصل وجود خدا داریم دیگه ذهن این را از ما قبول نمی کند که ما به راستی پایان زندگی مون دنیا است ذهن از ما می خواهد اقدامات معنوی انجام بدهیم مثل ذکر، نماز خواندن، قرآن خواندن تا به مرحله پوچی نرسیم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
حال خوبی تو ماه رمضان پیدا کنیم ما باید به شدت احساس خوشبختی بکنیم هر چقدر جسم مون با روزه تحلیل می رود روحمان باید قدرتمند بشود .
آثار تقرب به خدا را بیایید به همه نشان بدهیم مواظب باشیم از ماه رمضان لذّت ببریم باید از عبادت لذّت ببریم اگر کسی از عبادت لذّت نبرد دچاری بیماری مهلک عجب می شود یعنی عجب موجب می شود تمام عبادات آدم نابود بشود .
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام عرض شد
نمی دونم این پیام من قراره خونده بشه یا نه 18 ساله هستم
همیشه بچه تو داری بودم
سکوت،گوشه گیر ،قانع، مظلوم
خلاصه...
هیچ وقتم اهل شکایت و نارضایتی و درد و دل و این جور چیزها نبودم
الآن چون حالم خوب نیست این ها رو میگم شاید فرجی حاصل شد
من تا 6 ماه پیش حالم خوب خوب بود
ولی...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام و عرض ادب
دختر بیست و چند ساله ای هستم.
چند وقت پیش با فردی در مورد خدا و دنیا صحبت می کردم. ایشون به خدا باور نداره اعتماد نداره، از نظرش خدا جهان رو رها کرده، عدالتی در کار نیست، افکار خودکشی داشتن، فقط متکی به خودش بود.
بحث در مورد فقر و سختی های دنیا بود که مردم از روی فقر مجبور میشن به چه کارهایی تن بدن.
من گفتم خدا اختیار و اراده داده به آدمیزاد، و تصمیمات هر فردی از پدر و مادر بگیر تا یک دولت مرد روی بقیه افراد تاثیر می ذاره.
گفتم خدا عادله و عدالت اصلی بعد از مرگ برپا میشه. خدا دلسوز همه ست. یه جایی جواب ظالم و مظلوم رو میده.
خلاصه ...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دختری بین ۲۵ تا ۳۰ سال شاغل و مذهبی، مشکلم اینه وقتی جنس مخالفی بهم توجه می کنه چند وقت افکار و احساسات درگیرش میشه.
مثلا ۳ ماه پیش یه آقای اومد خواستگاریم و این آقا رو کمتر از ۱ ساعت باهاش حرف زدم امّا ۳ ماهه فکرش دست از سرم بر نمی داره، در حالی که در ظاهر طوری رفتار کردم همه فکر می کنن هیچ حسی نبوده.
چند وقت پیش یه پستی گذاشته بودم همکار متاهلم بهم پیشنهاد داده و همون جا شستم پهنش کردم و بعد هم بلاک کردم و دیگه باهاش همکاری نداشتم باورتون میشه تا یکی دو ماه بهش فکر می کردم ذهنم مشغول بود.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
راستش گاهی احساس خفگی روحی دارم ، دلم می خواد پرنده باشم و پرواز کنم ، یک باره حس می کنم کل زمین برام تنگ شده و اسیر شدم توی جسمم ، متأسفانه وقتی این حس میاد سراغم ، تا چند روز حال بدی دارم و احساس خفگی روحی دارم.
خواهش می کنم مرتبط با این موضوع بهم کتاب معرفی کنید و کمکم کنید وقتی اون حال میاد سراغم، خودم رو جمع و جور کنم و رها بشم از اون اسارت روحی و غصه. لطفاً از زاویه ی غیر دینی هم راهنمایی کنید و کتاب معرفی کنید.
سپاسگزارم
...
ادامه مطلب گفته می شود احساس گناه یکی از بدترین احساس های دنیاست. گاهی اوقات بدون هیچ دلیلی احساس گناه می کنیم. در مواقع دیگر، ما این احساس طبیعی را حس می کنیم که می دانیم کاری کرده ایم تا به کسی که دوستش داریم صدمه بزنیم.
در حالی که گاهی اوقات احساس گناه می تواند ناشی از یک وجدان بیش فعال باشد، اغلب این احساس غرق شدن نشانه ای ظریف از بدن شما است که به شما می گوید توجه کنید.
در این مقاله، چهار دلیل اصلی را که افراد در روابط شان احساس گناه می کنند، همراه با چند روش مفید برای مقابله با این احساس طبیعی به اشتراک می گذاریم.
4 علت اصلی احساس گناه در روابط
در اینجا چهار دلیل رایج احساس گناه در روابط و نحوه برخورد با آنها آورده شده است.
1. احساس می کنید که به اندازه کافی خوب نیستید
یکی از دلایل اصلی احساس گناه، احساس بی لیاقتی است. احساس اینکه به اندازه کافی برای کسی خوب نیستید می تواند ناامید کننده باش...
ادامه مطلب مشکل اضطراب – چه اختلال هراس، چه فوبیا یا اضطراب عمومی – شامل تعداد زیادی علائم مختلف است و همه آنها احساسی نیستند. علائم شما می تواند شامل نگرانی های فیزیکی مانند تنش عضلانی، ناراحتی معده، لرز و سردرد همراه با پریشانی عاطفی مانند نشخوار فکری، نگرانی و افکار تند باشد. چیز دیگری که ممکن است متوجه شوید چیست؟ بی حسی و گزگز در قسمت های مختلف بدن شما. این می تواند بسیار آزاردهنده باشد، به خصوص اگر احساس اضطراب می کنید.
خوشبختانه، اگر بی حسی یک علامت اضطراب نباشد، معمولاً چیزی جدی نیست.
علل رایج بی حسی به غیر از اضطراب عبارتند از:
نشستن یا ایستادن در یک حالت برای مدت طولانی
نیش حشرات
بثورات
سطوح پایین ویتامین B-12، پتاسیم، کلسیم یا سدیم
عوارض جانبی دارو
مصرف الکل
چرا بی حسی برای برخی افراد به عنوان یک علامت اضطراب ظاهر می شود؟ چگونه می توان تشخیص داد که به اضطراب مربوط می شود یا چیز دیگری؟ آیا...
ادامه مطلب من به این ضرب المثل معتقدم: «تعادل برقرار کن». با این حال، سعی می کنم بیش از حد به رویدادهایی که خارج از کنترل من هستند، نپردازم. باغبانم این دایره کنترل را به من آموخت!
وقتی از او پرسیدم که از کجا می دانی گیاهان به خوبی رشد خواهند کرد، پاسخ داد: «من در کاری که انجام می دهم خوب هستم اما هرگز مطمئن نیستم که گیاهان خوب رشد کنند. من فقط می توانم نحوه مراقبت از آنها را کنترل کنم، نه نتیجه را. من کارم را به خوبی انجام می دهم و بقیه را به طبیعت می سپارم.»
آیا می توانید به یاد بیاورید که چند ساعت، روز یا سال را صرف تمرکز و نگرانی در مورد چیزهایی می کنیم که نمی توانیم کنترل کنیم؟ فقط تصور کنید که چگونه فکر کردن مانند یک باغبان می تواند تغییرات مثبت فوق العاده ای را در زندگی ما ایجاد کند؟
اگر می خواهید دیگر احساس ناتوانی نکنید و دوباره کنترل را در زندگی خود به دست آورید، پس این مقاله را با اطلا...
ادامه مطلب گاهی اوقات مجرد بودن می تواند احساس آزادی و یا حتی توانمندی به همراه داشته باشد. شما می توانید هر کاری که می خواهید انجام دهید، بدون اینکه نگران کاری باشید که شریک زندگی تان انجام می دهد اما مواقعی نیز وجود دارد که تنهایی می تواند خسته کننده باشد.
حتی اگر با احساس اشتیاق برای داشتن شریک زندگی خود دست و پنجه نرم می کنید یا حداقل آینده عاشقانه برای خود تصور می کنید، کارهایی وجود دارد که می توانید انجام دهید تا احساس بهتری در مجرد بودن داشته باشید.
دیدگاه خود را تغییر دهید
یافتن راه هایی برای غلبه بر تنهایی و احساس بهتر در مورد وضعیت مجردی خود فقط برای وضعیت ذهنی شما مهم نیست. برای سلامتی شما نیز مهم است. احساس تنهایی، از جمله تنهایی عاشقانه، می تواند تأثیر جدی بر سلامت و رفاه داشته باشد.
احساس انزوا، عدم حمایت و تنهایی با کاهش ایمنی، بدتر خوابیدن، کاهش سلامت قلبی عروقی و افزایش مشکلات سلامت...
ادامه مطلب در حالی که عشق در آهنگ های پاپ، کتاب ها، برنامه های تلویزیونی و سینما وجود دارد اما همه نمی خواهند عاشق شوند. دلایل مختلفی وجود دارد که چرا ممکن است بخواهید از دلبستگی به دیگران اجتناب کنید. ممکن است زمانی برای عشق و عاشق شدن نداشته باشید، از صدمه دیدن بترسید، یا به سادگی از آزادی بی تفاوت بودن لذت ببرید.
استفاده از راهبردهای شناختی و رفتاری برای تغییر شدت عشق به عنوان تنظیم عشق شناخته می شود. تحقیقات نشان می دهد که افراد می توانند از راهبردهای تنظیم هیجان مانند ارزیابی مجدد شناختی و حواس پرتی برای کمک به تشدید یا کاهش احساسات عشقی استفاده کنند.
اگر نمی خواهید عاشق شوید، چگونه با آن کنار بیایید و چگونه از ایجاد روابط مثبت و حمایت کننده جلوگیری کنید، در اینجا به آنها اشاره شده است.
دلایلی که ممکن است نخواهید عاشق شوید
قبل از اینکه تصمیم بگیرید عاشق شدن را برای همیشه رد کنید، ضروری ا...
ادامه مطلب افرادی که شرم را تجربه می کنند معمولا سعی می کنند چیزی را که از آن احساس شرم می کنند پنهان کنند. هنگامی که شرم مزمن است، می تواند شامل این احساس شود که شما اساساً نقص دارید. تشخیص شرم در خود اغلب دشوار است.
فرد شرمنده را می توان به عنوان احساس خجالت یا تحقیر که در رابطه با این تصور که انجام کاری ناشایسته، غیراخلاقی یا ناشایست انجام داده است، تعریف شود.
در حالی که شرم یک احساس منفی است، منشا آن در بقای ما به عنوان یک گونه نقش دارد. بدون شرم، ممکن است نیازی به پایبندی به هنجارهای فرهنگی، پیروی از قوانین یا رفتاری که به ما اجازه دهد به عنوان موجودات اجتماعی وجود داشته باشیم، احساس نکنیم.
از آنجایی که ما می خواهیم پذیرفته شویم، شرم یک ابزار تکاملی است که همه ما را تحت کنترل نگه می دارد.
شرم چه زمانی مضر می شود؟
شرم زمانی می تواند مشکل ساز شود که درونی شود و منجر به ارزیابی بیش از حد خشن از خو...
ادامه مطلب انواع مختلفی از احساسات وجود دارد که بر نحوه زندگی و تعامل ما با دیگران تأثیر می گذارد. گاهی ممکن است به نظر برسد که این احساسات اساسی بر ما حاکم می شوند. انتخاب هایی که انجام می دهیم، اقداماتی که انجام می دهیم و برداشت هایی که داریم، همگی تحت تأثیر احساساتی هستند که در هر لحظه تجربه می کنیم.
روانشناسان همچنین سعی کرده اند انواع مختلفی از احساسات را که افراد تجربه می کنند شناسایی کنند. چند نظریه مختلف برای دسته بندی و توضیح احساساتی که افراد احساس می کنند پدید آمده است.
احساسات اولیه
در طول دهه 1970، روانشناس پل اکمن شش احساس اساسی را شناسایی کرد که به عقیده او در همه فرهنگ های بشری به طور جهانی تجربه شده است. احساساتی که او شناسایی کرد شادی، غم، انزجار، ترس، تعجب و خشم بود. او بعداً فهرست احساسات اساسی خود را به مواردی مانند غرور، شرم، خجالت و هیجان گسترش داد.
ترکیب احساسات
روانشناس...
ادامه مطلب چه شریک زندگی تان از شما دور شده باشد چه یک روز سخت را در محل کار داشته باشید، داشتن مهارت های مقابله ای سالم می تواند کلید گذر از دوران سخت باشد. مهارت های مقابله به شما کمک می کند تا موقعیت های استرس زا در زندگی را تحمل کنید، به حداقل برسانید و با آنها کنار بیایید. مدیریت استرس به خوبی می تواند به شما کمک کند از نظر جسمی و روانی احساس بهتری داشته باشید و می تواند بر توانایی شما برای بهترین عملکردتان تأثیر بگذارد.
اما همه مهارت های مقابله ای یکسان ایجاد نمی شوند. گاهی اوقات، وسوسه انگیز است که در استراتژی هایی شرکت کنید که به سرعت شما را تسکین می دهند اما ممکن است مشکلات بزرگ تری برای شما ایجاد کنند. ایجاد مهارت های مقابله ای سالم که به شما کمک می کند پریشانی عاطفی خود را کاهش دهید یا خود را از شر موقعیت های استرس زا خلاص کنید بسیار مهم است.
مبتنی بر مشکل و مبتنی بر احساسات
دو نوع اصلی ا...
ادامه مطلب با عرض سلام و آرزوی سالی پر از موفقیت برای همگی
من صحبتی دارم با آقایون، البته منظورم آقایونی هست که انسانیت و وجدان دارند. ببینید دختران و پسران با هم تفاوت هایی دارند که احتمالا کم و بیش از آن ها آگاه هستید. مثلا دختر ها احساسی تر برخورد می کنند ول...
ادامه مطلب سلام نماز روزه هاتون قبول حق
مدتیه از طریق خواهرم با خانواده برتر آشنا شدم و فکر کردم که اینجا مناسب باشه تا مشکلم رو مطرح کنم. دختری 24 ساله هستم که در رشته ی تغذیه درس میخونم. پدرم از بازاریان معروف...
ادامه مطلب با عرض سلام خدمت دوستان گرامی
من خیلی وقته احساس میکنم سیم ارتباطیم با خدا قطع شده، با اینکه همیشه سعی میکنم واجباتم رو اول وقت انجام بدم، هر کاری از دستم بر میاد برای کسی انجام بدم، آزاری به کسی نرسو...
ادامه مطلب سلامی با قبل شکسته و روحی آزرده و آکنده از احساس گناه
انشاء الله که هیچ کسی توی این دنیای هزار رنگ و هزار فریب ،فریب شیاطین انس و جن رو نخوره . قصه ی من از اینجا شروع میشه که پسری هستم بالای 25 سال چشم و گوش بسته سر به زیر و محجوب و با حیا نماز اول وقت خون و اهل روزه و محرم و امام حسین و .... .اصلا هم محل به هیج دختری نذاشتم چه توی دانشگاه چه توی محل و و چه توی فامیل .
با دختری هم کلام نشده بودم تا قبل این قضیه، بشدت در این وانفسای جامعه ای که نیازی به تعریف جزئیات نیست خودمو پاک نگه داشتم نمیگم گناه نکردم از همه عزیزانی که اینجان گناه کارترم.
خودمو نگه داشته بودم از صحبت با نامحرم و نگاه کردن ، تا جایی که واقعا خدا کمک کرده بود و توانم بود .
اما اصل موضوع ؛
ادامه مطلب...
ادامه مطلب بنام تو
سلام به همه
من ۱۹سالمه و به یه مشکل برخوردم، احساس میکنم منزوی شدم و شدیدا آروم ... من قبلا خیلی روابط اجتماعی خوبی داشتم در حدی که زبانزد فامیل بودم اما متاسفانه الان اصلا نمیتونم خوب ارتباط برقرار کنم مخصوصا با جنس مخالف همش میترسم طوری برخورد کنم که در موردم بد فکر کنن به خاطر همین همیشه در مواجهه با آقایون ، بزرگ و کوچیک نداره خیلی اروم میشم و اگر امکانش باشه محل رو ترک میکنم همیشه استرس دارم که مبادا من اگه فلان لباس رو بپوشم یه پسر بیوفته دنبالم یا اگه فلان مدل حرف بزنم یه پسر بخاد فکر کنه ک من سبکم و دارم چراغ سبز میدم و در موردم فکر بیجا بکنه همش ترس ترس ترس خسته شدم ...
با همکلاسیامون که میرفتیم کافه اگه یه ذره بلند بخندن من باهاشون بحث میکنم یا کلا میرم خونمون و تنها میشم .
ادامه مطلب...
ادامه مطلب