در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «پسر» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : میخوام از دست دوست پسرم شکایت کنم ؟ و اگه در گذشته دوست پسر داشتی زن من نشو ... و چند مورد از رازهای پنهان انگیزه ی دوستی پسرها با دخترها و خطاب به دخترهایی که به خاطر کنجکاوی تمایل دارن با پسرها دوست بشن و دروغگویی بعضی از دختران دوست پسر دار به خواستگار و دخترهای خوب و سنگین، راه پسرها رو برای ازدواج باز بذارید و به خاطر فشارهای اطرافیان، تصمیم گرفتم دوست پسر بگیرم اما ... و چرا فکر می کنم که لیاقت من پسرهای بد و شرور و معتاد و ناسالم هستن؟ و از پسر ما بهتر گیرت نمیاد و چرا بعضی از پسران بالای
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
خانواده برتر دسترسی پیدا کنید
سلام
خانمی 31 ساله هستم ( البته دختر بودم ) با آقایی همسن خودم آشنا شدم، 4 سالی با هم بودیم به قصد ازدواج، از اول هم بهم گفت برای ازدواج میخوامت .
بعد از 4 ماه آشنایی بهم پیشنهاد زنا داد ،منم با خودم گفتم میخوایم ازدواج کنیم عبیب نداره و ... !
چه خواستگارانی که اومدن به خاطرش همه رو ردش کردم، خیلی بهش وابسه شده بودم ... 2 هفته ای میشه بهم گفته ما به درد هم نمیخوریم و کات . همه چی تموم شد. هر چی بهش گفتم بیا مشکلمون رو حل کنیم گفت نه . گوشیش رو هم جواب نمیده ...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من یه دختر 24 ساله ام که چند سال پیش با یک پسری دوست بودم و مدتهاست که با هم قطع رابطه کردیم. جدیدا یکی اومده خواستگاریم که شرایطش خیلی خوبه به عبارتی همسر رویاهامه. ایشون به طور مستقیم ازم نپرسیدن تو گذشتت دوست پسر داشتی یا نه ولی بهم گفت که خواهشاً اگه تو گذشتت دوست پسر داشتی زن من نشو .
حالا من تو دو راهی موندم که بهش دروغ بگم و باهاش ازدواج کنم یا اینکه ردش کنم ؟ ولی اصلاً دلم نمیخواد ردش کنم چون مطمئنم دیگه پسری بهتر از این خواستگاریم نمیاد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب 8 فروردین 99:
کاربران گرامی موارد زیرا در شرح پست قبلیم را قابل تذکر میدانم:
نخست اینکه بنده نمی گویم همه اش تقصیر پسرها است در این رابطه دوستی نخیر و با شما موافقم که برخی دخترها چه بسا گاهی خودش پسره را جوری تشویق میکنن به نگاه جنسی مثلا با رفتارهای زننده و بی حجاب هایش.
دوما من وقتی میگم پسری که از دختری تصویر سازی می کند دلیل دارم: نخست اینکه پسرانی معمولا از دخترها تصویر سازی می کنند که به دلایلی مانند نداشتن پول و ترس و ...به زن تنفروش دسترسی ندارند بنابر این اگر از خدا نترسند در کنار نگاه به فیلم های مبتذل با دخترها دوست می شند برای ارضای نیار جنسیون حتی از طریق تصویر سازی ذهنی زیر لفافه ی دوستی اجتماعی و تحقیق و گروه کوهنوردی و...برخی پسرها مشکل خودارضایی دارند یا تازه نوجوون هستند و اینها معلومه که حتی از بگو بخند در یک پارک وبرداشتن روسری در پارتی ها و...تصویر می سازند و...
ادامه...
ادامه مطلب سلام
اول از هر چیز بگم معتقدم توی دنیا اون چیزی که انسان ها رو یه جامعه میکنه شباهت هاشون نیست، بلکه درک درستیه که از تفاوت هاشون دارن، (جایی این جمله رو خوندم)، این رو گفتم چون به عقاید مختلف در صورتی که آسیب زا نباشن واسه جامعه احترام قائلم و تک بعدی نیستم.
اما با کمک کردن به همدیگه و به اشتراک تجربیات مون شاید بتونه راهمون رو روشن تر کنه. راستش تو محیطی که من هستم دوستی دختر و پسر رو بد میدونن، حالا به دلایل تعصب بیشتر، البته طبق تبعیضاتی که هست واسه پسرها عیب نیست ولی دختر عیبه!
به هر حال کاری با این ندارم من خودم تا چند سال پیش تمایلی به دوستی با پسر نداشتم ولی دوست و آشنا رو میدیدم که در ارتباط بودن. نه اینکه از پسر ها بدم می اومد نه، اما میگفتن بده و این ها نمیرفتم سمتش.
شخصا خودم فکر میکردم و هنوزم میکنم که پسرها و دخترها میتونن روابط اجتماعی در چهارچوب احترام با هم داشته باشن، مث...
ادامه مطلب سلام
یه پسر 24 ساله هستم . دانش آموخته یکی از دانشگاه های خوب کشور ، چند وقت قبل از طرف خانواده یه کیس مناسب به من معرفی شد برای ازدواج. ما هم رفتیم یه تحقیق اولیه کردیم . دیدیم خانواده خوبی هستن قرار خواستگاری گذاشتیم. دختر ظاهرا دختر خوب و نجیبی به نظر میرسید غافل از این که یه دروغگوی حرفه ای هستش.
من چون خودم قبلا دوست دختر نداشتم و با این روابط مخالفم به ایشون گفتم که دوست ندارم همسرم چنین روابطی قبل از من داشته باشه. این دختر هم قسم و آیه که من تا حالا دستم به نامحرم هم نخورده چه برسه به این که بخوام دوست بشم. اما وقتی بنده یه کم بیشتر از ایشون تحقیق کردم دیدم ای دل غافل !!! ایشون نه یکی بلکه چند تا دوست پسر تا حالا داشتن. وقتی بهش گفتم من ته تو کارات رو در آوردم شوکه شد و به من گفت چون به من علاقه داشته بهم دروغ گفته.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب چرا خیلی از دخترا موقعیت های خودشون رو راحت از دست میدن؟، چرا خیلی از دخترا راه رو برای پسرها می بندن؟ اینا سوالات مهمی هستن، بذارید این طوری تعریف بکنم سوالم رو که واضح بشه.
من یه بار تو دانشگاه از یک دختر که همکلاس مون بود خواستگاری کردم، یعنی نرفتم خونه شون، رفتم ابراز علاقه کردم و گفتم اگه اجازه بده می خوام برم خواستگاریش. بعد گفت فکر میکنم و بعد فکر کردنش جواب نه داد.
به هر حال خب محیط دانشگاه هم یه جوریه که وقتی یکی با یکی دوست شه، یا علاقه مند شه یا خواستگاری بکنه و ... همه متوجه میشن. دیگه چقدر اون دختر خانم باشه که نره به هیچ کی نگه منتهی من که خانم ندیدم!
به هر حال بعد از این دختر، ترم بعد رفتم به یه دختر دیگه ابراز علاقه کردم، اونم گفت نه! جالبه دلیلی که دختر دومی گفت خیلی عجیب بود! گفت تو مگه از چند نفر خوشت میاد؟ منم گفتم الان از یه نفر شما، اونم گفت مثلا تو به یه نفر دیگه ابر...
ادامه مطلب تقریباً 24 ساله بودم، موقعیت ازدواج نداشتم. نه چون خودم سخت گیر بودم یا خواسته های تجملاتی داشتم، بلکه چون کلاً کسی به من معرفی نمی شد.
از طرف دیگه تو محیطی بودم که همه فقط تو سر من می کوبیدن که چرا با کسی دوست نمیشی و تو املی و عقب مونده ای و غیر اجتماعی و منفی بافی و ... گفتم بهتر خب دوست پسر می گیرم!
بعد این جوری نبودم که با هر کسی بتونم دوست شم، برام شخصیت و رفتار و طرز فکر طرف مهم بود.
عاطفی هستم، اگر می خواستم دوست پسر داشته باشم باید طرف می تونست به نیازهای عاطفی من توجه کافی نشون بده. احتمال وابستگی مم بالا بود در نتیجه باز هم نمی شد با هر کسی وارد رابطه شم.
امّا اکثریت اون هایی که اهل این روابط بودن کلهم داستان شون با من فرق داشت، اون ها تو خیابون بابت اندام یه نفر شماره می دادن یا می گرفتن. یا تو دور دور (یعنی شروع ارتباط از روی سطحی ترین شناخت شروع می شد و دیگه هیچی دیگه دیده ...
ادامه مطلب سلام من دختری بیست و چند ساله هستم مجردم ، من تا به این سن برام خیلی مهم بوده که با هیچ پسری نه دوست باشم نه رابطه ای داشته باشم.
همیشه حد و حدود رو حتی در ارتباط با پسرهای فامیل رعایت کردم و جز ضرورت گفتگو نکردم.اما باوری در من وجود داره که باور دارم من بد هستم و لیاقت پسرهای سالم و با اخلاق رو ندارم. فکر می کنم همسرم حتما مردی ناسالم و الکلی و شرور خواهد بود. با اینکه عمیقا دلم همسری می خواد که اهل نماز و روزه و ماه محرم و امام حسین و زن دوست باشه.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دختری هستم بین 30 - 35 سال، به لطف خدا دارای موقعیت اجتماعی و ظاهر خوب و از موفق های شهرمون، چند وقت پیش خواستگاری سنتی داشتم در آستانه 40 سالگی و مجرد از نظر مالی و خانوادگی هم سطح (البته روی کاغذ!) خانواده م آشنایی دورادور با خانواده شون داشتند اما معاشرت نه، خود آقا رو هم قبلاً ندیده بودم، به موازات رفت آمد خانوادگی جلسات آشنایی با خودشون تنهایی انجام شد و صحبت می کردیم و من متوجه شدم دیالوگ ها و رفتار مادرشون توهین غیر مستقیم هست، اما، ایشون مرتب عذرخواهی و توجیه می کردند رفتار مادرشون رو، که بعدش که سر چند موضوع اساسی و طرز فکر به اختلاف خوردیم و در نهایت جواب منفی دادم ...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلاممن یه دختر بالای سی سال و مجرد هستم. طبیعتاً جامعه هدفی که من باید منتظر باشم خواستگارم باشن مردانی هستن که در نیمه دوم دهه سی عمر خودشودن به سر می برن.. ایران تا اون جایی که من می بینم چه در ببین همکاران و چه در بین فامیل و آشنا بعضی مردان تو این سن به خاطر مجرد موندن حالت افسردگی پیدا کردن و از ازدواج بریدن!
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلاممن یه سوالی دارم و کمک می خوام . پسرای مذهبی نشانه علاقشون به یه دختر چیه ؟ منظورم طلبه و بسیجی هستش . من نشانه های علاقه پسران به یه دختر رو خوندم . ولی بعضا نوشته بودن که نگاه می کنن . ولی این آقا خیلی مومن و متدین هستن و اصلا نگاه نمی کنن .می خواستم اگه آقایی اینجا مذهبی هستن و یا خانومی که اطلاع دارن ، بفرماین که نشانه علاقه یه آقای مومن چیه ؟ فقط خواستگاری ؟ یا علائم دیگه ای هم داره ؟
مرتبط:
وقتی با یه پسر مذهبی برخورد میکنم چه رفتاری باید داشته باشم ؟
معیارهای پسران مذهبی برای ازدواج چیه؟
به نظر شما یه پسر مذهبی با من ازدواج می کنه؟
من یه پسر مذهبی و غیرتی ام
ادامه مطلب...
ادامه مطلب با سلام به همه دوستان
حدود دو سال پیش در فضای مجازی با کسی آشنا شدم که از قبل ایشون به مناسب شغل و حرفه شون می شناختم بخاطر همین دنبال کردم (خدمت تون عرض کنم پیج منم بیشتر کاریه تا شخصی و هر دوی ما با هویت اصلی خودمون فعالیت می کنیم. با رزومه مشخص هر دو بالای سی سال هستیم من اوایل دهه ایشون اواخر دهه سی .)
بعد تقریبا یک ماه ایشون خیلی مؤدبانه شماره تماس منو خواستن برای آشنایی بیشتر .من شماره شخصیم دادم که فقط خانواده و دو تا از دوستان صمیمیم دارند .
ادامه مطلب...
ادامه مطلب یه موضوعی ذهن منو خیلی درگیر کرده اونم این که پسری که برای ازدواج می گه حجاب خط قرمزه خودش و خانوادشه و حتماً حتماً باید چادری باشی اما خودش ورزش ها و سفرهای دوستانه مختلط داره (جوری که خانم های اون جمع اعتقادی به حجاب و پوشش درست ندارن و آزاد لباس می پوشن) و یا لیزر و کار های پوستی که می ره برای همگی، اپراتورشون خانم آیا درسته و معقوله؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام وقت تون بخیر
من اهل مشورت مجازی گرفتن نیستم اما از وقتی با سایت آشنا شدم و نظرات خردمندانه بعضی هارو می خوندم واقعا لذت می بردم از این همه فهم و آگاهی ...
من ۲۴ سالمه و داروسازی می خونم راستش من از وقتی ۱۸ سالم بود خواستگار زیادی داشتم اما خانواده و خودم معتقد بودیم درس بخونم و بعد اتمام درسم به ازدواج فکر کنم و این قدر افراطی به این موضوع گوش کردم و همه آدم هایی که بهم نزدیک میشدن بی چون و چرا رد می کردم .
بعد یه مدّت که پدرم این میزان بی توجهی نسبت به خواستگاران و البته تعدد موقعیت خوب بعضی خواستگاران رو دید ازم خواست که از این به بعد چون به پایان درسم نزدیک می شم با جدیت بیشتری به این موضوع نگاه کنم ...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب یه سوالی تو ذهنم اومد با کامنت های که بعضی از آقایون.
اینجا دیدم بعضی از آقایون توقع دارند دختری که دوست شون داره برای اون ها منتظر بمونه و صبر کنه، واقعاً یه دختر روی چه حسابی باید اعتماد کنه! و چقدر منتظر بمونه. و منتظر موندن چه آسیب های به اون دختر می زنه؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
زیاد دیدم سؤال می شه و پست گذاشته می شه از دخترهایی که نسبت به پسرهای اطراف شون مثل همکار همکلاسی فامیل و ... احساس پیدا می کنند، کشش پیدا می کنند و می پرسند که چه کار باید بکنیم؟ جواب ها دو دسته بودند ولی به جمع بندی نرسیدیم.
الآن سؤال منم اینه کار درست چیه در این طور مواقع، باید حرکتی زد و تلاش کرد! یا منفعل بود و به جمله ازدواج قسمته تکیه کرد و منتظر بود تقدیر و سرنوشت چی برامون رقم می زنه؟!
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام به دوستان خانواده برترپیش از این باید بگم من کاربر خاموش این سایت بودم و از اینکه حرفی می زنم لطفاً بنده رو مورد سرزش قرار ندید و بهم کمک کنید.
من یک دختر دانشجوی یکی از دانشگاه های سراسری بودم و الآن فارغ التحصیل شدم. چون یک دختر چادری و تحصیل در مقطع لیسانس بودم اکثر خواستگارهایی که برای من معرفی می شدن به نطر بنده هم کفو هم نبودیم، یکی برق کار بود و دیپلم که ازم کوچیک تر بود و بعد جواب رد شنیدن از طرف من ...، اینم از طریق فصای مجازی با کسی دوست شد و ازدواج کرد...
خواستگاری هم بوده معرفی بشه تحصیل کرده بوده امّا چون توی کرونا بود و امکان تحقیق وجود نداشت چون اهل یکی شهرستان های استانم بود همشهری نبود، مادرم بدون اینکه به من بگه جواب رد دادن، من نمی گم این شغل های بدون تحصیل بد هستن چه بسا که درآمد شون بیشتر از تحصیل کرده هاست امّا به شخصه دوست دارم با کسی ازدواج کنم که مثل من تحصیل ...
ادامه مطلب یه سؤال دارم از همه کاربران به خصوص آقایون.
واقعاً دلیل بی اعتمادی بعضی از شما نسبت به ازدواج و دختران چیه؟
چرا این قدر بی اعتمادید امّا برای شناخت اون دختر تلاشی نمی کنید و حاضر نیستید برای اعتماد سازی قدمی بردارید.
عقیده شخصیم اینه بعضی از آقایون از الگوهای تکراری استفاده می کنند یعنی میرن با عده ای خاص از دخترها که شبیه هستند ارتباط می گیرند و طبعاً همون نتیجه گذشته مدام تکرار می شه بعد هم شاکی هستند دختران قابل اعتماد نیستند بردار من شما کدوم دختر منظورت از کدوم طبقه؟ از چه فکر و دیدگاهی؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام خدمت اعضای محترم خانواده برتر
ایام محرم رو بهتون تسلیت می گم، نمی دونم از کجا شروع کنم، نمی دونم چی شد این روزها هم دلم بی قراره هم گرفته.
می خوام ازتون برادران و خواهران عزیز منو راهنمایی کنید چون نه می تونم به خانوادم بگم و نه شخص مورد اطمینانی دارم که ازش کمک بخوام.
من دختر خانمی حدود ۲۵ ساله چادری و مذهبی ام تو فضای مجازی شهرمون مشغول کار فرهنگی ام به طور اتفاقی با آقایی برای همکاری آشنا شدم از مذهبی های شهرمون هستن ولی دقیق نمی شناسم شون.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلاممن یه دختر ۲۱ ساله هستم دو سال هست که متوجه نگاه های زیاد یکی از همکلاسی هام هستم، نگاهش به نظرم معصومانه و با ترس و احترام میاد. ولی هیچ وقت توی این مدت تلاشی نکرده که بهم نزدیک بشه و صحبت کنه حتی درسی...
این نگاه برای من که تا به حال با پسری رابطه نداشتم با پسری صحبت معمولی هم نکردم سنگینه و وقتی می بینمش معذب می شم و دلم می خواد دوری کنم.
من می تونستم صبر کنم تا زمان خودش حل کنه ولی مشکلی که هست اینه که به دلایل شخصی و خانوادگی تصمیم گرفتم به دانشگاه شهر محل زندگیم انتقالی بگیرم و درخواست مهمانی رو برای ترم بعد دادم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام ممنون از همگی که برام وقت میذارین و راهنمایی می کنید.
داستان از این قراره که من حدوداً ده یا یازده سال پیش وقتی که اول دبیرستان بودم (یعنی اوایل شروعش) اون موقع آدم مقیدی نبودم یعنی چادری نبودم در واقع میونه خوبی با چادر نداشتم. در اون زمان با ترغیب دوستانم (البته نمی خوام کارم رو توجیه کنم فقط دارم توضیح می دم) با یه پسر حرف میزدم و چون خودم گوشی نداشتم با گوشی بابام باهاش حرف میزدم. و چون زیاد نمی تونستم گوشی رو پیش خودم نگه دارم فقط دو یا سه بار در حد یکی دو دقیقه تلفنی باهاش حرف زدم و دو سه هفته هم آخر هفته ها یه کم با هم پیامکی حرف می زدیم. و چون تو یه جمع مردونه بزرگ شده بودم از قربون صدقه های الکی خوشم نمی اومد و هر وقت اون کلماتی مثل عزیزم استفاده می کرد من عصبانی می شدم و اونم دیگه استفاده نمی کرد یعنی فقط بار اول این کلمات رو گفت و بعد اون من اجازه ندادم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام من ۲۰ سالمه با پسری نزدیک ۱۰ ماهه در دوران آشنایی برای ازدواج هستم. مشکلی که الآن پیش اومده اینه؛ من اخیراً متوجه شدم که ایشون تعداد خانواده ش رو یکی کمتر به من گفته بر فرض ۶ نفرن گفته ۵، و تازگی ها بهم گفت برادری داره که عقب مانده ذهنی و جسمی هست. می گم چرا نگفتی بهم مخفی کردی، میگه من اون رو اصلاً آدم حساب نمی کنم و بهش توجه نمی کنم حتی محلش هم نمی ذارم ۲۰ ساله. این آقا پسر هم ۲ سال از من بزرگ تره، به مدت ۴ سال یه جا کار کردیم که الآن نمی ریم اون جا. بارها سعی کردم باهاش در این راستا صحبت کنم محبتش به برادرش بیشتر بشه، اهمیت نمی ده و عصبانی می شه میگه نمی خوام در مورد اون حرف بزنم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام به همگی
می خواستم راجع به این صحبت کنم که شیوه ی انتقال یا القا عواطف یک هنره، حتی اگه داخل دایره عرف باشه؛ یکی بود از ایشون خوشم می اومد حتی به ایشون ابراز هم کردم بیش از یک بار هم بود، کلهم بی خیالش شدم رفتم رو حالت دایورت، یک دفعه از ماه های بعدش دختره عین دیوونه ها داشت نگام می کرد و تا یک حدی هم تلاش می کرد.
هر جا من حضور پیدا کردم اون هم بیشتر حضور پیدا می کرد در حالی که قبلا خلافش بود، حالا برام مهم نیست چون از طرفش تحقیر شدم قبلاً و یک جور دیگه بود طرف، این به این معنی نیست دختران ناز کردن رو با تحقیر و بی ارزش جلوه دادن طرف اشتباه بگیرن، فقط از عزت نفس پائین بر میاد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
من ۱۹ سالمه دو سال پیش با یه پسری تو فضای مجازی آشنا شدم پسر خیلی خوب مهربونیه و من هم خیلی دوسش دارم اونم همین طور. ولی یه مشکلی که هست اینه که ما شهرهامون از هم دوره تو این دو سال چند بارم همدیگه رو دیدیم.
قصدمون ازدواجه، خانواده اون از همه چی خبر دارن و موافق هستند ولی خانواده من هیچی نمی دونن چون حساس هستند رو این جور مسائل. می خواد بیاد اینجا یعنی شهر ما ادامه تحصیل بده. چند وقته که مامان بابام بهم شک کردن نمی دونم چه کار کنم ادامه بدم رابطه رو یا نه؟ چند بار خواستم تمومش کنم ولی نتونستم اونم قبول نمی کنه.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام دوستان عزیز و همراه
من دختری ۴۷ ساله و دانشجوی دکترا هستم و در یک بانک دولتی کار می کنم و تاکنون هم سابقه ازدواج و یا دوستی با جنس مخالف را نداشتم. توی کلاس های مجازی که برای پایان نامه نویسی تشکیل می شد با یک آقایی آشنا شدم که ۴۳ سالشونه و دانشجوی دکترا هستند و در یک اداره دولتی کار می کنند. ایشان سابقه ازدواج قبلی دارند و در ۱۰ سال هست که از همسرشون جدا شدند و پسرشون هم با مادرش زندگی می کنه.
یک بار من بدون اینکه از شرابط زندگی و ازدواج این آقا اطلاع داشته باشم از ایشان خواستم که جزوه چند جلسه از کلاس را که غیبت داشتم به من بدهند و ایشان هم این کار را کردند و در نخستین دیدار حضوری ایشان از من پرسیدند که من متولد چه ماهی هستم و چند سال دارم و چرا ازدواج نکرده ام و آیا مردی داخل زندگی من هست یا خیر؟ و اینکه با تنهایی چکار می کنم؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دخترم، از اواسط بهمن با پسری از طریق اینستا آشنا شدیم که همسن هم هستیم اوایل هیچ قصد و غرضی نبود گه گاهی پیام می دادیم و راجب موضوعات مختلف حرف می زدیم یک بار ازم عکس خواست که ندادم و اصرار هم نکرد.
بعد از گذشت یک ماه و ابراز علاقه کرد و ازم خواست که من رو ببینه (فکر می کرد همشهریش هستم که گفتم من از یه شهر دیگه ام) می گفت برام فاصله اهمیتی نداره منتظر می مونم تا شرایطش پیش بیاد یک روزی هم و ببینیم.
در این مدت خیلی بهم ابراز علاقه کرد باهام درد و دل کرد از اهدافش گفت توی زندگی که می خواد موفق بشه و حتی دو ماه بعد آشنایی می گفت من تو رو توی آینده م می بینم و تصور می کنم و آرزو دارم اول به هدفم برسم بعدش به تو.
یکی از اعضای خانواده ش هم از من خبر داره حتی عکس خانواده ش رو هم برام فرستاد. در این مدت هیچ وقت اصرار به فرستادن عکسم نداشت و اگه نمی خواستم بفرستم هم گله نمی کرد می گفت تحمل ...
ادامه مطلب هوالعالم
سلام
حدود ۲۰ و خورده سالمه پسر مورد علاقه م که از قضا فامیل هم بودیم ازدواج کرد با دختری که هم از لحاظ چهره و هم از لحاظ خانواده از من پایین تره، متاسفانه فامیل هم هستی م و حداقل سالی یه بار همدیگه رو خواهیم دید.
بعد از مراسم حالم خیلی بد شده انگیزه ای برای زندگی یا انجام کاری ندارم، استاد راهنما هم برای کارهای پایان نامه م پیام داد که بیا دلیل عدم مراجعه تون چیه خانم مهندس، انگیزه ای ندارم نه برای درس و پایان نامه و نه برای حتی کارهای روزمره و یا تفریح
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
چند وقت اخیر درباره ابراز علاقه دختر به پسر پست هایی کار شد
ضمن اعلام موافقت ضمنی خودم با این موضوع، باید به نکاتی قابل توجه اشاره کنم: ۱- همون طور که یه پسر از دختر درخواست آشنایی می کنه و گاهی نه میشنوه، ممکنه یه دختر هم نه بشنوه ۲- جواب "نه" پسر، به منزله کلاس گذاشتن، اصطلاحاً از خودش در رفتن، جوگیر شدن و غیر ذلک نیست و ممکنه دلایل متعددی داشته باشه؛ پس باید به پسر حق انتخاب داده بشه ۳- پسر ها هم باید این ظرفیت رو در خودشون ایجاد کنن، اگه پاسخ شون نه هست، محترمانه بگن، اگه پاسخ شون مثبت هست، از روی بازی کردن با طرف نباشه (این مورد تشخیصش با خود دختره)
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام به همه دوستان می دونم این سؤال قبلاً خیلی پرسیده شده ولی من نتونستم جوابم رو پیدا کنم به خاطر همین اگه تکراری هست معذرت می خوام ولی خیلی ممنون می شم راهنمایی ام کنید به عنوان خواهرتون.
من یه دختر ۲۳ سال به بالا هستم و دختری هستم که در محیط کار و جاهای دیگه ارتباطم با جنس مخالف رو خیلی کنترل می کنم و یه جورایی جدی ولی با احترام برخورد می کنم تا زمانی که بهم بی احترامی نشه که اون موقع ارتباطم رو قطع می کنم. و اینم بگم که آدم متوهمی نیستم بر اساس آنچه که از خودم سراغ دارم یعنی سعی می کنم منطقی برخورد کنم تا احساسی و اینم متوجه شدم که تو محیط کار هر کسی باهات صمیمی برخورد کنه به معنای دوست داشتن نیست اوایل اونطوری نبودم ولی بعد یه سال از شروع کارم کامل متوجه شدم.
و تو بخش دیگه محل کارم یه پسری هست که شاید دو سه سال ازم بزرگ تر باشه و اوایل من اصلاً نمی شناختم شون ولی یه روز که اومده بودن...
ادامه مطلب ضمانت دختر به پسر برای ازدواج چیه؟ سلام
خوب همون طور که می دونید بعضی ها مهریه رو ضمانتی می دونن که پسر به دختر برای ازدواج میده و اصطلاحاً بهش میگن پشتوانه ی زن، چنانچه بعد طلاق مرد وظیفه ای در قبال زن نداره که بخواد خرجش رو بده. به نظر میاد این رسم، برجامانده از دهه های قبل هست که دخترها بیشتر کار خونه انجام می دادن و متاسفانه اسم دختر همیشه بد در می رفت. اما امروزه که بسیاری از دختران شاغل هستند، کار خونه کمتر شده، مهریه های بالا مثل ۱۱۴ سکه، اصلاً عقلانی به نظر نمی رسه. از کجا معلوم اصلاً اون دختر نره و خیانت نکنه و بعدش مهرش رو نخواد؟ حتی اگه بگید هم اکنون دختر خوبیه، واقعیت اینه که ضمانتی برای آینده هیچ کسی وجود نداره.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب