در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «شدیم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : خسته شدیم از بس خواستگار اومد و رفت و چرا ما زن ها خودمون بلای زندگی هم دیگه شدیم ؟ و منو دختر عموم که ازم بزرگتره نسبت بهم علاقمند شدیم و فکر میکنم ما ایرانی ها زیاد از حد متعصب شدیم و از دست خواهر 16 ساله ام کلافه شدیم ؟ و چی شد که بعضی از ما ایرانی ها فحاش و بی ادب شدیم ؟ و کاش هیچ وقت جواب پست هاشو نمی دادم و چطور میشه فهمید جواب رد قطعیه یا ناز کردنه؟
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
خانواده برتر دسترسی پیدا کنید
سلام
نمیدونم از کجا شروع کنم بحثم رو. ولی میگم. چون خیلی دلم پره از بعضی از آقایونی که به اصطلاح تصور میکنن آش دهن سوزی برای دختران میخوان بشن. چون خیلی دل خانوادم و خواهرم از این آقایون شکسته ...
واق...
ادامه مطلب سلام
سوالی که خانمی مطرح کرده بودن در مورد صمیمیت با مدیرشون منو به فکر انداخت این پست رو بذارم . راستی چرا ما زن ها این قدر اعتماد به نفس مون پایینه و عوض اینکه خودمون , باعث پیشرفت خودمون , و هم جنس هام...
ادامه مطلب سلام، وقت همه بخیر
من امسال کنکور تجربی دارم و نزدیک 19 سالمه و در واقع اولین سال کنکورمه. پسری هستم که هیچ علاقه ای به دوستی با جنس مخالف و از این حرفا ندارم. از نگاه اطرافیانم پسر آروم و با شخصیتی هستم :) ، من از دو سه سال پیش نیاز عاطفی و نیازای دیگه رو مثل بقیه ی افراد خیلی داشتم و همین مسئله باعث افت و خیز شدیدی تو زندگیم شد. خدا رو با تمام وجودم صدا زد...
ادامه مطلب سلام
چرا ما نمیتونیم با یه همکلاس غیر همجنس یا یه غیر همجنس دیگه که هیچ حسی هم نسبت بهم نداریم و در کنار هم خنثی هستیم قرار بذاریم بیرون، یا به صرف ناهار یا کافه رفتن؟ چرا واسمون حرف در میارن یا خانواده هامون گیر میدن و چرا آقایون حاضر نمیشن با دختری که مثلا با استاد پیرشون قرار میذاره برای قدم زدن یا رستوران رفتن یا این که با بیمارش که مرده قرار بذاره تو یه کافه برای دلداری دادن خارج از مطب و در کل قرار با یه شخصی که قبلا دوست یا همکلاسش بوده و هیچ وقتم همدیگه رو برای ازدواج نمیخواستن ، ازدواج کنه؟
من واقعا تو زندگیم آدمای زیادی هستن که همجنس من نیستن ولی گاهی به همدیگه نیاز پیدا میکنیم گاهی مثلا شده استاد پیرم که میدونه من عاشق یه نفر دیگم گفته بیا کنار آب قدم بزنیم و راجع به مسائل علمی و عشقیمون صحبت کنیم راجع به مشکلات و آرزوهامون و میدونم پدر و مادرم نمیذارن .
واقعا شده همکلاس قدیمی...
ادامه مطلب سلام دوستان
مدتیه که مشکلی تمام ذهنم رو درگیر کرده. لطفا راهنماییم کنید.
من یه خواهر 16 ساله دارم که الان کلاس یازدهم و رشته انسانیه. از لحاظ درسی فوق العاده ضعیفه. از پایه هم ضعیفه. تا اینجا رو به زور بالا اومده اما حتی یه ضرب و تقسیم ساده هم بلد نیست.
اصلا درس نمیخونه. هر چقدر باهاش صحبت میکنیم و تشویقش میکنیم هیچ فایده ای نداشته. تنبیه هم جواب نداده براش. وقتی درباره برنامش برای آینده باهاش صحبت میکنم میگه دیپلمم رو میگیرم و میرم دانشگاه بدون کنکور حقوق میخونم بعد هم جلوی دست خاله مشغول به کار میشم. خاله بنده یه وکیل کار کشته و معروف هستن. اما من حتی بعید میدونم با این وضع درسی بتونه دیپلم بگیره و امتحان نهایی بده!
همه این درس نخوندناش به کنار، اصلا مثل یه دختر رفتار نمیکنه. کاملا مثل پسرها لباس میپوشه و موهاشو پسرونه کوتاه میکنه. خیلی روحیه خشنی داره. ورزش رزمی هم بطور حرفه ای کار میکن...
ادامه مطلب سلام
هموطنان عزیز ، میخوام سوالی ازتون بپرسم. سوالم اینه که چی شد که یک دفعه ما ایرانی ها تا این حد فحاش و بی ادب شدیم. البته این که میگم ما منظور همه نیست. حتما شما هم متوجه حجم زیاد فحاشی و بی ادبی هموطنان مون در فضای مجازی الخصوص اینستاگرام شدید....
ادامه مطلب سلام
من یک دختر 20 ساله هستم تو یکی از رشته های خوب درس می خونم ... حدود یک ماه پیش در جایی با یک آقا پسری آشنا شدم ... یعنی جایی مجبور بودیم با هم باشیم ... چون ایشون چند ترم از من بالا تر هستن من ازشون درمورد درس ها و اینکه فلان استاد امتحان رو به چه شکلی می گیرن و... سوال کردم . اون روز تموم شد و من اومدم خونه...
فردای اون روز من از این آقا از طریق تلگرام تشکر کردم چون خیلی کمکم کرده بودن..... من چون خیلی خجالتی ام حرف اصلیمو از طریق نوشتن می تونم به طرف مقابل بگم تو صحبت کردن خیلی خجالتی ام و خیلی خیلی اخلاقه بدیه این خودم می دونم .. مثلا یه چیزی می خوام به مامانم ب...
ادامه مطلب سلام و خسته نباشید خدمت دوستانبنده پسری 25 سالم که مدت 2 ساله به یکی از هم کلاسیهام علاقه مند شدم و بعد کلی تحقیق متوجه شدم که واقعا کیس مناسبی هستن. همین شد که از دو سال پیش پیگیر این ماجرا بودم.ابتدای شروع علاقه مندی با ایشون رو در رو صحبت کردن و خیلی راحت خواستمو بیان کردن، ایشون خشکشون زد و با خجالت گفتن:(( چی بگم آخه ؟ شوکه شدم. انتظار همچین حرفی رو نداشتم و ...)) من گفتم فکراتونو بکنید و بهم بگید. دو ماه گذشت ، بعد بهشون پیامک دادم که واقعا علاقه مندتونم و کلی حرف و آخرش نتیجه رو خواستم، جواب دادن که شما خیلی پسر خوبی هستی و درس خون و کاری و مودب و ... ولی من...
ادامه مطلب