در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «شدم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : تا حد زیادی دیوونه شدم اون قدر که با خودم حرف می زنم و با آقایی وارد دوران آشنایی شدم، اما زیاد وضعیت آنلایم بودنم رو چک می کنه و کلیپ - از غصه آب شدم خونه خراب شدم | حاج محمود کریمی و 21 سالمه، مجذوب یه خانم با حجاب شدم، مادرم به خاطر سنم مخالفه و به وعده های پسری که در اینستاگرام باهاش آشنا شدم اعتماد کنم؟ و خسته شدم از دنیا و دیگ کلاً ناامیدم از همه چی و نمی دونم با خودم چند چندم، به یه دختر بزرگتر از خودم علاقمند شدم و ۲۰ سالمه و دانشجو معلمم؛ عاشق دختر داییم شدم و تا چند مدت پیش به ازدواج س
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
خانواده برتر دسترسی پیدا کنید
سلاممشکل من بدبختی و بیچارگی هست مشکل من اینه که افسردگی گرفتم تا حد زیادی دیوونه شدم اون قدر که با خودم حرف می زنم. من مثلا وقتی با گوشی که کار می کنم توی همین تایپ و چت کردن ساده با کسی وقتی می خوام یه جمله سلام چطوری؟ رو بنویسم پنج شش بار یا حتی بیشتر پاک می کنم و دوباره تایپ می کنم حتی اگه این جمله رو برای طرف مقابلم ارسال کرده باشم و حتی اون سین زده باشه دو طرفه پاک می کنم و دوباره می فرستم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب با آقایی در دوره آشنایی هستیم که چند دقیقه یه بار ایتا و روبیکا و بله رو چک می کنه. وضعیت آنلاین بودن من رو هم زیاد چک می کنه البته آدم شکاکی نیست. همین جوری.
حتی الآن که رفته کربلا با نت رومینگ آزاد گاهی چک می کنه که خدا تومن پولشه در صورتی که آدم صرفه جویی هست.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب روضه ی حضرت اباالفضل علیه السلام قطع دست و ... نیست، حضرت اباالفضل علیه السلام از شرمندگی این که نتونست آب به خیمه ها ببره جان داد.
خدایا به حق حضرت اباالفضل هیچ کسی رو شرمنده ی کسانی نکن که بهش امید دارن.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب من به یه خانم باججاب علاقمند شدم و ایشون اینقدر از لحاظ معنوی غنی هستند، مجذوب شون شدم. مادرم راضی به ازدواج نیست حتی با اینکه با ملاک های مادرم همخوانی داره ولی میگه خیلی زوده برای ازدواج.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
دخترم، از اواسط بهمن با پسری از طریق اینستا آشنا شدیم که همسن هم هستیم اوایل هیچ قصد و غرضی نبود گه گاهی پیام می دادیم و راجب موضوعات مختلف حرف می زدیم یک بار ازم عکس خواست که ندادم و اصرار هم نکرد.
بعد از گذشت یک ماه و ابراز علاقه کرد و ازم خواست که من رو ببینه (فکر می کرد همشهریش هستم که گفتم من از یه شهر دیگه ام) می گفت برام فاصله اهمیتی نداره منتظر می مونم تا شرایطش پیش بیاد یک روزی هم و ببینیم.
در این مدت خیلی بهم ابراز علاقه کرد باهام درد و دل کرد از اهدافش گفت توی زندگی که می خواد موفق بشه و حتی دو ماه بعد آشنایی می گفت من تو رو توی آینده م می بینم و تصور می کنم و آرزو دارم اول به هدفم برسم بعدش به تو.
یکی از اعضای خانواده ش هم از من خبر داره حتی عکس خانواده ش رو هم برام فرستاد. در این مدت هیچ وقت اصرار به فرستادن عکسم نداشت و اگه نمی خواستم بفرستم هم گله نمی کرد می گفت تحمل ...
ادامه مطلب سلام
نوجوان که بودم مورد آزار جنسی قرار گرفتم و تجاوز:)دو سال بعدش متوجه بیماری مقاربتی شدم، دخترم و دانشجو یه رشته عالی اما از ازدواج دیگه بشدت ناامیدم، میگم کسی باورش نمیشه که هیچ چیز تحت کنترل من نبود.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام وقت بخیر
راستش تو وضعیتی هستم که خودمم نمی دونم با خودم چند چندم، به یه دختر خانمی علاقمند شدم که دو سه سال از من بزرگتره ... دقت کنید نگفتم عاشق شدم. چون این جور که دیدم عاشقان خیلی حال و روز آشفته و پریشونی دارند که خدا رو شکر من این جور نیستم.
از طرفی درسم ان شاء الله یک سال دیگه تمام میشه و تا اون موقع ها شاید نتونم اقدام کنم. ولی دو تا نکته اینجا هست؛
اول اینکه می ترسم تا اون موقع ازدواج کنه.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب با سلام. پسری هستم ۲۰ ساله و دانشجو معلم هستم هم اکنون. خودم هم اکنون قصد ازدواج ندارم و معتقدم تا آدم به یه سری فاکتورهای مهم مثل بلوغ اجتماعی و دیگر بلوغ ها نرسه نباید به فکر ازدواج بیفته. مخصوصاً در این سن خاص البته نظ شخصی ام اینه که به بلوغ های دیگه رسیدم و فقط اجتماعی مونده که شاید تا ۳ یا ۴ سال دیگه طول بکشه . خودم قصد داشتم تا سن ۲۵ سالگی صبر کنم و بعد ان شاء الله با یک خانم معلم ازدواج کنم ولی بعد از این ماجرا دو دل شدم. بنده دختر دایی دارم که ۲ سال کوچک تر از من هستش و فاصله محل زندگی مون از هم زیاده و ما پیش تر ها یعنی دوران بچگی تا ۱۴ سالگی سالی یکی دو بار به همراه خانواده به مهمانی خانه داییم و دیگر آشنایانی که منزل شون نزدیک خونه شون بود می رفتیم. چند سالی می شد که نرفته بودیم ولی امسال به برای عروسی یکی از فامیل که خونه شون پیش شون هست به خانه شون سر زدیم.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام وقت تون بخیر
من چند تا سوال داشتم که خوشحال میشم اگر بهم حواب بدید من ۲۰ سالمه و دانشجو هستم.
تا چند مدت پیش به ازدواج سنتی فکر می کردم اما الآن دیگه ازش ناامید شدم چون می بینم مثلاً دوستام از نظر چهره و اخلاق و مومن بودن و شغل و این ها همه چی اوکی هستن ولی خواستگاران خوبی از راه سنتی ندارن.
با اینکه خیلی از روابط دوستی بیذارم اما یه چند مدته دارم بهش فکر می کنم. هم اینکه من تو دانشگاه پسران بیشتری رو می بینم و کیس های مختلفی جلومه و با اینکه حتی اهل آرایش هم نیستم به خاطر ظاهر خاصم پسران بهم جذب میشن و دو تا هم بودن که خواستن باهام ارتباط بگیرن ولی من چون از روابط دوستی خوشم نمی اومد رد کردم.
اما الآن خیلی پشیمون چون هر دو شون از نظر چهره خیلی خوب بودن. (میگم چهره چون تنها چهره و قد و هیکل و دیدم و باهاشون همکلاسی نبودم که اخلاق شون رو بدونم) بعد از طرفی من دوست ندارم بدون اجازه مام...
ادامه مطلب سلام
شماری دلیل ازدواج نکردن خودشون میندازن گردن خدا و ... یادمه زمان مجردی که واقعاً نادون بودم عاشق یک دختر سن بالا و سن بالاتر از خودم شدم.
از شهر خودمون هم نبود ولی خب می گفتم فقط همین جلوی همه ایستادم گفتم فقط این من خواستگاری هیشکی جز این نمیرم، خواستگاری هم قبلش نرفته بودم، بی تجربه، اینم بگم دختره نه زیبایی داشت نه مالی که چشمم بخواد دنبالش باشه نه هیچ چیز خاصی، من فقط فکر می کردم دختره خوبه گفتم همین.
به همه می گفتم شما نمی فهمید من می فهمم اون زمان شرایط ازدواج هم واقعاً داشتم خونه زمین شغل نمیگم عالی ولی خوب بود در مجموع سرتون درد نیارم با هزار بدبختی راضی کردم با خانواده این دختر صحبت کنن خانواده دختر گفتن ما فقط سالمی جون مهمه بقیه مهم نیست.
ولی وقتی یه کم صحبت جدی تر شد یک دفعه گفتن فلان تعداد سکه، جهیزیه هیچی نمیدیم دختر و پسر بعد عقد باید تا سر کوچه میرن کسی همراهشون باشه،...
ادامه مطلب سلام
من یک دختر تقریبا ۱۹ ساله با جایگاه خانوادگی و اجتماعی خوبم. چند وقت پیش آقایی رو دیدم که به نظر متین و موجه میرسیدن. ایشون هم شغل و جایگاه خوبی داشتن. البته باید بگم اصلاً شناختی ازشون نداشته و ندارم. فقط از یکی از دوستان شنیدم که مجردند.
نمی دونم چرا این اتفاق برای من افتاد. هر چی بررسی می کنم متوجه احساسم نمی شم.
در واقع اولین بار بود که عاشق شدم.( البته رفتار غیر عادی بروز ندادم که ایشون متوجه بشن )
قبل از این به هیچ جنس مخالفی هیچ احساسی نداشتم و حتی در حد یک چت ساده با جنس مخالف صحبت نا مربوط نداشتم. فرد محجبه ای نیستم ( خیلی حد وسط ) امّا مقید به چارچوب های اخلاقی و نماز و روزه ام.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب من یه دختر ۳۵ ساله هستم، فوق لیسانس کارمند دولت، شغلم تو زمینه حسابداری هستش، تازگی ها با یه آقایی آشنا شدم که ۶ سال از خودم کوچکتره و دیپلمه است و اینکه شغلش هم اول کارگر انبار بود الآن شده کارمند تو همون اداره.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام روز تون بخیر
من ۲۲ ساله هستم و دانشجوی علوم پزشکی
راستش سؤالی داشتم در مورد چیزی که خیلی ذهنم رو درگیر کرده این دو سال.
من ظاهر خیلی خوبی دارم یعنی این طور میگن و این طور نشون میدن در مواجهه با من! و از وقتی وارد دانشگاه شدم تغییراتی کردم که فکر می کنم به خودم نزدیکتر شدم امّا از خدا دورتر. چادری که اجباری بود کنار گذاشتم چون واقعاً هم سختم بود هم به دلیل مسائلی زده شده بودم ازش ولی هنوز براش حرمت قائلم و اگه چادر سر کنم درست می پوشم.
ضمن اینکه یه آرایش کوچولو و خیلی محوی روی صورتم دارم که دوستانم میگن اصلاً نمیفهمن اگه نمی گفتم امّا من متوجه تغییراتش روی صورتم میشم چون پوست و موی روشنی دارم و جدا رنگ و رو میده بهم.
حالا با این وصف پسرهایی که میان جلو و ابراز علاقه غیرمستقیم می کنن یا می خوان باهام کم کم آشنا بشن، یا پایه مذهبی آنچنان قابل قبول ندارن یا اگه دارن این طوریه که حس می ...
ادامه مطلب سلام. امیدوارم تو این اوضاع حال همه خوب باشه.
پسری هستم ۲۵ ساله و دانشجو. ترم قبل سر جزوه دادن، اولین بار دختر رو دیدم و برای اولین بار عاشق شدم. اولین باری بود که چنین حسی داشتم. منم بی تجربه. اومدم و گفتم. گفت نه و علاقه ای ندارم ولی بعدش گفت بیایید حرف تون رو بزنید لااقل.
منم رفتم و گفتم و اون هم فقط گوش داد. پس فرداش رفتم خوشحال کنان، گفت جواب منفی و علاقه ندارم بهتون. منم موندم پس چی بگم.
بعدش نمی دونم چی شد، از بحث های چه کار می کنی و کجایی هستید و ... شروع شد و رسید به اینکه ماه رمضان برام غذا می آورد.
خلاصه اونقدری علاقه و خوشی پیش اومد که نمی دونم چی شد آخرش خراب شد.
ادامه مطلب...
ادامه مطلب آوینا
اجی ببخشید دارم اینو میگم منم عین خودت ۱۸ سالمه و کنکوری
چجوری مدرسه ای بودی که بهت یاد ندادن یه روزتم نباید بدون برنامه ریزی باشه
بابد تو دوران کنکور پیوستگی و استمرار داشت
خوبه میدونی دیر...
ادامه مطلب سلام
دوستان مشکل من آلرژی فصلی هستش
حدود 5 ساله که دچار آلرژی شدم (23 سالمه)، یادمه یه روز بهاری طوفان شد و گرد و خاک وحشتناکی به پا شد و من و چند نفری که همراهم بودن همه دچار تنگی نفس و سرفه شدید شدی...
ادامه مطلب سلام
مدتیه دچار مشکل عجیبی شدم که خیلی خسته ام کرده؛
من جایی کار میکردم اما نه اینکه کارمند رسمی باشم ولی محیطش رو دوست داشتم ...همه دوستام اون جا بودن؛ خیلی با هم خوش بودیم با وجود همه مشکلات زیر آب ...
ادامه مطلب سلام
می خواستم از آقایون یه سوال بکنم . من یه دخترم که یه آقایی رو 5 ساله دوست که نه عاشقانه میپرستمش، 5 سال با اینکه کلا تو این چند سال چند بار دیدمش و راهشم دوره و هیچ ابراز علاقه مستقیمی هم نکرده...
ادامه مطلب داستان زندگی عجیب و تلخ من و شاید عبرت های اون
وقتی که ۱۸ سالم بود اولین بار دیدمش ، حدود دو سال از من بزرگ تر بود ، شخصیت مهربون و آرومی داشت ، هیچ وقت نگاه اولش یادم نمیره ، اهل دوستی نبود ، خیلی خیلی کم حرف میزد ، اون رشته ش ادبیات بود ، من مدیریت ، فقط یه کلاس مشترک داشتیم .
بیشتر اخلاقش رو تو همون کلاس فهمیدم ، همیشه نگام میکرد ، نگاه مظلومانه در عین ...
ادامه مطلب سلام
"من عاشق دختر داییم شدم و هنوز به ایشونم نگفتم که قصد ازدواج دارم . بعد نمیدونم که پسر دیگه ای تو زندگیش هست یا نه؟ از طرفی جفت مون دانشجوییم ،من دانشگاه غیر انتفاعی هستم تو تهران و ایشون آزاد تهران هستن و هنوز سربازی هم نرفتم .
نمیدونم الان بهشون بگم یا صبر کنم شغل خوب پیدا کنم بعد. از طرفی هم میترسم از دستش بدم. و اینکه از یه چیز دیگه هم نگران هستم ا...
ادامه مطلب سلام
با استفاده از روغن خراطین به صورت موضعی چاق شدم . الان پشیمونم. برای از بین بردن اثر روغن خراطین چیکار کنم ؟
مثل وقتی که تزریق ژل انجام میشه مثلا به لب. اگه کسی بعدا از اندازه لب ناراضی باشه میشه ژل لب رو تخلیه کرد. میخوام بدونم میشه قسمتی که با روغن خراطین پر شده و حجم گرفته ، کاهش حجم پیدا کنه؟
تخلیه ژل لب میدونم که میشه!منظورم ژل لب نیست!آیا میشه قس...
ادامه مطلب سلام
من خیلی مذهبی بودم و شیفته دنیا نبودم ، میخواستم طلبگی بخونم . چند وقت پیش به دلایلی افسرده شدم ، و الان افسرده نیستم. اما الان هم علاقه مو به معنویات از دست دادم ، هم نمیتونم به دنیا علاقه داشته باشم. تو این برزخ گیر کرده ام.
دیگه نه میتونم سفت و سخت دنبال معنویات باشم ، نه باورهای دینی بهم اجازه میده شیفته دنیا باشم. دیگه نه هدف الهے بزرگی میتونم دا...
ادامه مطلب سلام
من عاشق دختر دایی هام شدم و موندم که کدوم رو انتخاب کنم حالا بحث جواب بله و خیر جداست و اینکه من رو پوشش خیلی حساسم و واسم مهمه و دختر دایی هام هم هیچکدوم پوشش خوبی ندارند.
یکی شون حدود 3 سال از خودم بزرگتره و یکی شون چند ماهی کوچکتره. با اونی که از خودم بزرگتره چند وقت یک بار پیام میدیم ولی با کوچکتره نه. الان من موندم کدام رو برای خواستگاری انتخاب کنم...
ادامه مطلب سلام
من دانشجوی یک رشته ی مهندسی در یکی از دانشگاه های دولتی و روزانه هستم. متاسفانه ۹ ترمه شدم . ولی اگه خدا بخواد تا زمستون امسال لیسانس رو تموم میکنم.
قصد خودم اینه که برا ارشد شرکت نکنم و اگه خدا خواست برم خدمت سربازی. بعد بیام هر وقت شد برا ارشد اقدام کنم. برادرم هم همین رو میگه. خواستم نظر شما دوستان رو بدونم.
لطفا اگه در این زمینه خودتون تجربه ای دا...
ادامه مطلب سلام
یه مدته در رابطه جنسی سرد شدم نمیدونم چیکار کنم .
قبلا اگه چند روز با همسرم رابطه نداشتیم خودم خیلی مشتاق بودم به رابطه ولی الان حدود سه چهار ماهه که هیچ میلی ندارم، البته همسرم با معاشقه زیاد باعث تحریکم میشه و به ارگاسم میرسم ولی در اصل خودم میلی ندارم و این خیلی اذیتم میکنه .
البته خودم فکر میکنم یکی از دلایلش کمبود محبت همسرمه که خیلی روم تأثیر گ...
ادامه مطلب با عرض سلام خدمت تمام هموطنان
راستش مسئله ای که برام پیش اومده اینه که حدود چند ماهی هست که آدم ترسویی شدم! همیشه فکر میکنم مقصر خودمم به اصطلاح آدم ف...
ادامه مطلب سلام من بین دو راهی موندم. بنده پسر هستم و فارغ التحصیل یکی از دانشگاهای سطح بالا و قصد مهاجرت و تحصیل در خارج دارم از طرفی مدت ها به دختری علاقه مند شدم و با هم قرار مدارایی هم گذاشتیم ولی مشکل من اینه که نمیدونم چه جوری باید هم ازدواجم رو پیش ببرم هم مهاجرت رو ، ایشون خودشون شرایطش جوری نیست که بتونه اپلای کنه .
و من باید اونور فکری برای تامین زندگیش بکنم از طرفی راغب به اومدنم نیست منم در صورتی که نرم تمام آینده ای که برای خودم متصور شدم پوچ میشه .
چه کنم راهنمایی لطفا
دارم دیوونه میشم ...
ادامه مطلب سلام خدمت دوستان...
راستش من یکی از خواننده های خاموش خانواده برترم . از دوستان راهنمایی و کمک میخواستم .
پسری هستم 26 ساله ، شدیدا نیاز به ازدواج در خودم میبینم اما چون شرایطش رو ندارم نمیتونم پا پیش بذارم...
سال پیش مادرم دختر فامیلمون که آدم مذهبی هستن رو برام پسند کرده بود . دختر خانوم 19 سالشونه و تازه دانشگاه قبول شدن ، خانوم محجبه و خیلی خوبیه ، اما وقتی مادرم با مادر دختر خانوم در میون گذاشت با مخالفت شدید مادر دختر خانوم مواجه شد.
راستش من گزینه اول ازدواجم این خانوم هستش یعنی نه که عاشقش باشم نه ولی ذهنم رو درگیر خودش کرده . به نظر شما دوباره مادرم بفرستم جلو یا اینکه خودم از طریق تلگرام با دختر خانوم صحبت کنم و ببینم نظر ایشون در مورد من چی هستش بعد برم جلو ؟ اصلا همچین کاری درسته که مستقیم به خودش بگم یا نه بذارم خونوادم خودشون باهاشون صحبت کنن؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب بنام تو
سلام به همه
من ۱۹سالمه و به یه مشکل برخوردم، احساس میکنم منزوی شدم و شدیدا آروم ... من قبلا خیلی روابط اجتماعی خوبی داشتم در حدی که زبانزد فامیل بودم اما متاسفانه الان اصلا نمیتونم خوب ارتباط برقرار کنم مخصوصا با جنس مخالف همش میترسم طوری برخورد کنم که در موردم بد فکر کنن به خاطر همین همیشه در مواجهه با آقایون ، بزرگ و کوچیک نداره خیلی اروم میشم و اگر امکانش باشه محل رو ترک میکنم همیشه استرس دارم که مبادا من اگه فلان لباس رو بپوشم یه پسر بیوفته دنبالم یا اگه فلان مدل حرف بزنم یه پسر بخاد فکر کنه ک من سبکم و دارم چراغ سبز میدم و در موردم فکر بیجا بکنه همش ترس ترس ترس خسته شدم ...
با همکلاسیامون که میرفتیم کافه اگه یه ذره بلند بخندن من باهاشون بحث میکنم یا کلا میرم خونمون و تنها میشم .
ادامه مطلب...
ادامه مطلب سلام
حدود ۷-۸ ماهه که متوجه شدم برادر کوچکتر از خودم که ۲۳ ساله هست سیگار می کشه بخصوص وقتی که یه مشکل یا درگیری ذهنی براش پیش اومده باشه .
من بیشتر این بو رو حس می کنم. روم نشده تا حالا بهش بگم در صورتی که خیلی ناراحتم بابت این قضیه. ممنون میشم اگر تجربه یا اطلاعات برخورد مناسب با این موقعیت رو دارید راهنمایی کنید....
ادامه مطلب