درد و دل های من با همسر احتمالی آینده (3)

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    وقت اذان که میشود همگی یکهویی تصمیم میگیریم برویم و بچسبیم به دامان پروردگار، مادرم اما اگر قضیه شام خوردن های زود هنگام پدر در کار نباشد زودتر از همه ما خواستار چسبیدن است.

    جدیدا رفتارش عوض شده همین امشب خودم متوجه اعمال زیر پوستی اش شدم چون برای پیشی گرفتن از بابا سر اینکه کی زودتر نماز بخواند و البته در جوارِ بخاری،  وقتی بابا برای اجابت مزاج سری به توالت میزند اما ماندگار میشود،قدمها را تندتر برداشته اصلا خیز برمیدارد که وضو بگیرد و البته موفق میشود، حالا یک عدد مامان پیروز را می بینم که قامت بسته و الله اکبری میگوید بیا و ببین! در حالی که کمی مانده تا تنش به بدنه بخاری اصابت کند و اوف شود!

    بابا با روی باز از توالت بازگشته،اما مامان را که می بیند ملول و وارفته زیر لب غرولندی میکند و میرود به سمت نقطه ای معلوم و بس ناجوانمردانه سردِ هال...و الله و اکبررررر.

    من اما پادشاهِ این خانه ام برای خودم امپراطوری ای دارم 12متری، دنج و گرم و یک خوابه... بدم نمی آید به بهانه نماز خواندن یک کمی با خدا درباره تو حرف بزنم،حرف که نه بیشتر گِله... وضو میگیرم و راهی میشوم .

    ادامه مطلب
    نویسنده : رضا رضوی بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 12 بهمن 1396 ساعت: 20:51
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها