ده نکته ازمعرفت نفس" مقدمه"

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها


    با سلام
    در این پست و پستهای آتی قرار که
    ما خودمون را بهتر بشناسیم. البته نه از راه بحث های مفهومی، اخلاقی و یا فلسفی نیستیم. بلکه می خواهیم  از طریق تجربه و شهود به این شناخت از خودمون برسیم.

    ابتدا یک مقدمه تقدیم دوستان میشه و در ادامه ده حقیقت و ویژگی از نفس که همه ما لمسش کردیم ولی شاید تا به حال زیاد بهش توجه نکردیم را یک به یک در پست های بعدی  بیان می کنیم.


    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    هر انسانی با اندک تأملی بر حالات خود، تصدیق می کند که خودش منحصر به این جسد مادی نیست و هرکس میتواند به راحتی بفهمد که روحش فراخ تر از بدنش هست. جالب آن است که پس از آگاهی به این نکته، راهی را می طلبد تا این قفس تنگ را بشکند و به آن فراخنای لازم دست یابد.

    انسان آگاه گِله سر میدهد که تا کی باید گرفتار تن باشد، چرا که صورت آدمی، رهزن و حجاب واقعیتِ اوست و نمی گذارد آدمی به واقعیت خود دست یابد، مگر اینکه سر را از یقة تن بیرون کشد و از ماوراء تن، خود را به نظاره بنشیند.

    برآمیختن جسم و روح، موجب شده که روح مجال پریدنش را از دست بدهد، چرا که سبکی و سبکبالی، شأن روح است مگر اینکه روح، اصل خود را فراموش کند و تابع جسم شود

    وقتی روح در صحنة حیات انسان ها مورد توجه قرار نگیرد، انسان ها غائبانه با هم برخورد می کنند و حقیقت همدیگر را نمی بینند و در واقع بیگانگانی هستند کنار یکدیگر همراه با تحلیل های غیر واقعی نسبت به هم.

     انسان باطنی بسیار اسرارآمیز دارد. به همین دلیل است که نباید از انسان ساده گذشت و وسعت روحش را در محدوده تنگ ماده به فراموشی سپرد.

    حقیقتاً مشکل آدمی همین است که خود را «بد» می شناسد و با خود «بد» عمل می کند و لذا همة استعدادهای خود را از بین می برد.
    باید در بحث انسان شناسی یا معرفت نفس روشن شود که آدمی، آفتابی پنهان است بسیار گسترده تر از آن که در بدن بگنجد، و اگرچه به ظاهر فرشته پنهان است ولی انسان از آن پریان و فرشتگان پنهان تر است.
    آری؛ خوشا به حال آن کس که خود را شناخت که در این صورت خود را ارزان نمی فروشد و متوجه یوسف خود می گردد و  لذا بعد از معرفت به خود، دست در اصلاح خود می زند و عقل نظری را چراغ عقل عملی قرار می دهد و آن می شود که باید بشود. و این است که گفته می شود: «معرفت به نفس، مقدمة عبودیت است» و هر چه معرفت به نفس شدیدتر باشد، راه کمالِ عبودیت بیشتر وسعت می یابد.

    پایان مقدمه

    ایا کسی از دوستان اطلاعاتی در مورد باطن خودش داره؟ مثلاً چه ویژگی های داره؟  در مورد وسعت روح خودتون چطور؟تا چه اندازه جانمون با خودمون در ارتباط هستش؟نفسْ چیه؟

    نویسنده : رضا رضوی بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 12 بهمن 1396 ساعت: 20:51
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها