تو از زندگی من هیچی نمیدونی وگرنه انقدر اصرار نمیکردی | بلاگ

تو از زندگی من هیچی نمیدونی وگرنه انقدر اصرار نمیکردی

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

سلام

پسری 25 ساله هستم که الان 6 ماهه که از موضوعی رنج می برم .

اولش شرایط خودمو میگم. من یک آدم معمولی با  تیپ و قیافه خوب هستم. لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه تهران دارم ولی به دلیل علاقه شدیدم به حسابداری و البته پارتی الان کارمند حسابداری یک اداره دولتی هستم به غیر از حسابداری یک مغازه فروش لوازم التحریر هم دارم .

چون که از 10 سالگی شاگرد عموم بودم تونستم یه سرمایه جمع کنم و بعد از دانشگاه و سربازی یه مغازه کوچیک بزنم و کم کمک گسترشش بدم. اوضاع مالیم خدا رو شکر در حد نسبتا خوبیه. اما مشکل از جایی شروع شد که به خاطر اینکه صبح ها میرفتم اداره دنبال یه فروشنده بودم که صبح ها مغازه رو بگردونه و مطلقا هم دنبال یک آقا بودم و آگهی دادم ولی اکثرا دخترها برای کار مراجعه میکردند و میون این دخترا یه دختری حدود 19 20 ساله بود که خیلی اصرار به کار داشت و بارها اومد و حتی حاضر بود با نصف حقوق کار کنه ولی من قبول نکردم .

ادامه مطلب
...
نویسنده : رضا رضوی بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 4 بهمن 1396 ساعت: 18:41