معتقدم ازدواج برای اینه که شما با همسرت پیشرفت کنی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    سلام خدمت همگی کاربران خانواده برتر

    ۱۸ سالم هست! پسر هم تشریف دارم! خب، از مقدمات خوشم نمیاد، ولی خب مجبورم تایپ کنم.

    می‌خوام بگم که نیاز جنسی و عاطفی خیلی اذیتم می‌کنه، مخصوصا الآن که کنکور دادم. خیلی دوست دارم ازدواج کنم، حقیقتش با توجه به علاقه‌ و رشته ام هم یه کار مناسب با حقوق حداقلی پیدا کردم. مطمئنم که دانشگاه هم شهر خودمون می‌افتم و همون رشته ای که می‌خوام. چون رتبه ام خوب شده.

    من اعتقاد دارم که اگر بشه زود ازدواج کنم، و با همسرم پیشرفت کنم و تا دکترا هم درسم رو ادامه بدم. اصلا از این بحثا که بذار درست تموم بشه و سربازی بری و بعدشم بشه سی و خورده ای سالت اصلا خوشم نمیاد.

    معتقدم ازدواج برای اینه که شما با همسرت پیشرفت کنی، نه این که ده سال دوازده سال مثل چی کار کنی و سختی های جنسی و عاطفی رو به جون بخری، آخرشم دختری که تو خونه باباش توی ناز و نعمت بودن و هیچ سختی نکشیده، دوباره بیاد توی قصر شوهر و زندگیش بهترم بشه.

    اون دخترم باید یه سری سختی هایی رو تحمل کنه، نه این که مثل بچه های مامانی درسش رو بخونه، دغدغه کار پیدا کردن نداشته باشه، بعدشم چون خوشگله انتظار داشته باشه بهترین شاهزاده ها بین سراغش.

    خب، به نظرتون بعد از این که دو سه ترم از دانشگاهم گذشت برای ازدواج با یه دختر هم سن خودم اقدام کنم؟

    این روزا خیلی حس تنهایی دارم. خیلی هم توی خواب و خیالات میرم. آخه چه اشکالی داره من و یه دختر دیگه که هر دومون هم رو قبول داریم، خانواده هامون هم همو قبول دارن. به جای این که ده سال نیاز هامونو سرکوب کنیم، از الآن با هم باشیم و تا چند وقت دیگه هم خدا خودش کمک می‌کنه به جا های خوبم می‌رسیم.

    قرار نیست همون اول خونه و ماشین و همه چیز داشته باشیم که . به نظرم درس خوندن هم راحت تره. چون این طوری آدم میدونه که یکی رو داره. یکی رو دوست داره و یکی هم هست که دوستش داشته باشه. آرامش داره حداقل ، تنها نیست.

    نمی‌دونم، به نظرتون به پدر و مادرم بگم ؟ البته روم نمیشه ولی خب، سعیم رو می‌کنم. حاضرم قسم هم بخورم که آدم آماده خور و تنبلی نیستم. بی جنبه نیستم که نتونم خودمو کنترل کنم. توی این مدت کوتاه، خدا کمکم کرد، کلی دانش یاد گرفتم، یه کار نیمه وقت متناسب با علاقه و رشته ام پیدا کردم. به خدا اعتماد کامل دارم و مطمئنم که کمکم خواهد کرد.

    راستی، اینو هم بگم که برام نماز و حجاب دو اولویت مهم هست. شاید از دومی بتونم یه مقدار کمی کوتاه بیام. اما اولی رو اصلا نمی‌تونم. دوست دارمم همسرم تا اون جایی که بشه هم‌ سن خودم باشه. و از همه نظر من رو درک کنه.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

    مطالب مرتبط :


  • مطالب مرتبط
  • از دلایل نا معقول پدرم برای شوهر ندادنم چه کنم ؟
  • ارزش داره یک سال پشت کنکور بمونم برای معلمی ؟
  • برای یادگیری برنامه نویسى اندروید از کجا باید شروع کنم ؟
  • پیشنهادی بهتر شدن محتوای نظرات شما در خانواده برتر
  • در دوران قبل از عقد ، چی به هم بگیم و چطور رفتار کنیم ؟
  • ازدواج با مردی که برام جاذبه جنسی نداره، مشکل ساز خواهد شد ؟
  • نویسنده : رضا رضوی بازدید : 11 تاريخ : يکشنبه 12 شهريور 1396 ساعت: 5:47

    آخرین مطالب

    خبرنامه

    عضویت

    نام کاربري :
    رمز عبور :